ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢١ - باب علل و أسرار حج
و آدم بدان جهت به اعتراف مأمور شد كه اين كار در ميان فرزندانش بصورت سنّتى درآيد.
و رسول خدا ٦ عبّاس (عموى خود) را اجازه داد كه براى سقايت (آبرسانى) حاجّ شبهاى منى در مكّه بيتوته كند.
شرح: «بر حاجيان واجب است شبهاى ايّام تشريق را در منى باشند مگر در حال ضرورت».
و علّت اينكه رسول خدا ٦ از محلّ «شجره» احرام بست اين بود كه در شبى كه او را به آسمان بردند، چون بمحاذات شجره رسيد، ندا يافت اى محمّد، پاسخ داد لبّيك، صاحب ندا گفت: آيا تو را يتيم نيافتم و پناهت دادم؟ و آيا نه اينست كه تو را گمشده يافتم پس راهنمائيت كردم؟ پس پيمبر ٦ گفت:
«الحمد و النّعمة و الملك لك، لا شريك لك»
و بهمين جهت در نزد شجره احرام بست نه در مواضع ديگر.
شرح: «روايت اين مطلب را مؤلّف كتاب در علل از حسين بن وليد نقل كرده است».
امّا آويختن نعل يا نشانه ديگر بگردن شتر قربانى كه بهمراه مىبرند براى آنست كه شناخته شود كه آن مخصوص قربانى است، و صاحبش بواسطه كفش خود كه