ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٣٦ - *(باب أيام و اوقاتى كه سفر در آن مستحب است،) * *(و أيام و اوقاتى كه سفر در آن مكروهست ) *
٧ گفتم: من به اين علم گرفتار شدهام، و از اين رو چون قصد آن كنم كه در پى حاجتى روان شوم، چون در طالع بنگرم، و طالع شرّ را بينم، فرومىنشينم، و در پى آن حاجت نميروم، و چون طالع خير را بنگرم، در پى آن حاجت روان ميشوم؟ امام فرمود: بمقتضاى اين دانش خود قضاوت ميكنى؟! گفتم: آرى. فرمود: كتابهايت را بسوزان.
شرح: «يعنى بچنين تصوّرات خود معتقد مباش، و ستارگان اگر چه تأثير مبهمى دارند، ولى تو و امثال تو آن را نميدانيد، زيرا شما احاطه علمى به آن تأثير نداريد.
«و شما را جز بهرهاى قليل از علم ندادهاند». و مجلسى اوّل- رحمه اللَّه- فرمود: بدان كه در اخبار بسيارى در كافى و كتب ديگر وارد شده است كه نجوم تأثيرى دارند، و در اخبار بسيار ديگر تهديدهاى سختى در باره تعليم و تعلم علم نجوم روايت شده است. و من در باره حرمت آن اختلافى در ميان اصحابمان نميشناسم. و آنچه از اخبار برميآيد اينست كه اين نهى يا بمنظور سدّ باب اعتقاد است، زيرا كه كار آن بجائى مىانجامد كه ستارگان را در تأثير مستقل بدانيم، و در مجارى امور مؤثّر بشناسيم. همان طور كه منجّمان كافر چنين گفتهاند، و اين منجّمان كافر دو گروهند: گروهى قائل بوجود واجب بالذّات نيستند، بلكه همان ستارگان را واجب ميدانند. و گروهى قائل بهر دواند، و ايشان مشركند. پس از آنجا كه اين علم بچنين اعتقادات فاسدى مىانجامد، شارع از تعلّم و تعليم آن نهى كرده است، تا كار به آنجا نكشد.
و امّا در باب عقيده موحّدين كه ستارگان را حادث ميدانند، تأثيرشان را از قبيل تأثير سقمونيا و فلفل ميشمارند، و شعورى براى آنها قائل نيستند، و يا آنكه بشعور و تأثيرشان قائلند، ولى همگى آنها را مسخر بتسخير واجب بالذّات ميدانند. ظاهر امر اينست كه چنين اعتقاد، بر سبيل اجمال زيانى ندارد. و اما بتفصيلى كه منجمين به آن قائلند، بيگمان و همى محض و قائل شدن بچيزى نامعلومست، زيرا جز كسانى از قبيل