ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٥٢ - *(باب رفيقان سفر، و وجوب حقشان نسبت بيكديگر) *
٢٤٣٥- و محمّد بن سنان از اسماعيل بن جابر روايت كرده است كه گفت:
در مكّه نزد امام صادق ٧ بودم، بهنگامى كه مردى از مدينه بنزد او آمد، پس امام از او پرسيد: چه كسى، همسفر تو بود؟ آن مرد گفت: با كسى همسفر نبودم. امام فرمود: اگر من بر تو فرمان ميراندم هر آينه تو را نيكو ادب ميكردم. سپس گفت: يكى، شيطانست، و دو تا دو شيطانند، و سه نفر يارانند، و چهار نفر رفيقانند.
* (باب رفيقان سفر، و وجوب حقّشان نسبت بيكديگر)*
٢٤٣٦- سكونى به اسناد خود از جعفر بن محمد عليهما السّلام روايت كرده است كه: رسول خدا ٦ گفت: نخست جستن يار سفر، سپس بستن بار سفر.
٢٤٣٧- و رسول خدا ٦ فرمود: هيچ گاه دو نفر مصاحب يك ديگر نميشوند، مگر آنكه گراناجرترين و محبوبترين آن دو نزد خدا نرمخوترين و سودمندترينشان براى آن ديگر است.
٢٤٣٨- و امير المؤمنين ٧ فرمود: مبادا با كسى همسفر شوى كه همان