ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٣ - باب فضائل حج
اوّل با كلام اهل لغت سازگارتر است. و در قاموس آمده است كه: مأزم كه آن را مأزمان ميگويند: تنگهاى در ما بين جمع و عرفه، و تنگهاى ديگر در ما بين مكّه و منى است، و در معجم البلدان آمده است كه: مأزمان موضعى در مكّه در ميان مشعر الحرام و عرفه است، و آن درّهاى ميان دو كوه است كه آخر آن به «بطن عرنة» مىپيوندد».
٢١٨٨- و همانا كه درهاى آسمان در آن شب براى اصوات مؤمنين بسته نمىشود و ايشان را همهمهاى است بمانند همهمه زنبور عسل، خداى عزّ و جلّ ميفرمايد: من پروردگار شمايم، و شما بندگان منيد، شما حقّ مرا اداء كرديد، و مرا همى سزد كه دعاى شما را اجابت كنم، پس در آن شب گناهان هر كه را بخواهد فرو ميريزد، و هر كس را اراده كند مىآمرزد.
پس چون مردم ازدحام كنند، چنان كه ياراى پيش رفتن و واپس شدن نداشته باشند تكبير بگويند- يا تكبير بگوئيد-، زيرا تكبير فشار جمعيّت را از ميان ميبرد.
٢١٨٩- و حاجّ چون در مشعر وقوف كند، از آلودگى گناهانش خارج مىشود.
وقوف در عرفات سنّت است، و در مشعر الحرام فريضه است.
شرح: «يعنى وقوف در عرفات وجوبش از سنّت فهميده شده است، و وقوف در مشعر از كتاب خدا بظهور پيوسته است، آنجا كه مىفرمايد فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ