ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٧٤ - باب آنچه بر اعضاء و جوارح واجب است
و بر چشم فرض و مقرّر داشته است كه بر چيزى كه خداى عزّ و جلّ آن را بر او حرام كرده است نگاه نكند، پس خداى عزّ من قائل در اين باره فرموده است: «مردان مؤمن را بگوى تا چشمهاشان را فرو پوشند، و اعضاء تناسلشان را نگاه دارند» (نور: ٣٠) و بر اين گونه نگريستن شخص بعورت ديگرى را تحريم كرده است، و بر زبان اقرار و اظهار پيوند عقيده قلبى را فرض فرموده است، و او عزّ و جلّ فرموده است: «بگوئيد ما بخدا و آنچه بر ما نازل شده است ايمان آورديم- تا آخر آيه» (بقره: ١٢٦) و او عزّ و جلّ فرموده است: «و با مردم سخن نيك بگوئيد» (بقره: ٨٣).
و بر قلب، كه فرمانده اعضاء است كه بوسيله آن تعقّل ميكنى و مىفهمى، و فرمان و رأى او را بكار مىبندى، فرض كرده، و او عزّ و جلّ فرموده است: «مگر كسى كه او را مجبور سازند در حالى كه قلبش مطمئن به ايمان باشد تا آخر آيه» (نحل: ١٠٦). و خداى تعالى در باره قومى كه بزبان اظهار ايمان كردهاند، و دلهاشان ايمان نياورده فرموده است: «كسانى كه بزبان گفتند: ما ايمان آورديم، در حالى كه دلهاشان ايمان نياورده» (مائده: ٤١) و او عزّ و جلّ فرموده است: «آگاه باشيد كه دلها با ياد خدا آرام ميگيرند» (رعد: ٢٨) و او عزّ و جلّ فرموده است: