ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٠١ - *(باب آغاز كار كعبه، و فضل آن، و فضل حرم) *
حجر مشاجرهاى ميان ايشان درگرفت، چندان كه نزديك بود كه شرّى در ميان ايشان پديد آيد، پس براى فصل خصومت توافق كردند كه نخستين كسى كه از در مسجد وارد مىشود ميان ايشان حكم باشد. و در اين هنگام رسول خدا ٦ از در درآمد، و چون بجمع ايشان پيوست، و ماجراى آنان را دريافت، فرمود تا جامهاى آوردند، و آنگاه سنگ را در ميان آن نهاد، و پس از آن سران قبائل اطراف آن جامه را گرفتند، و آن را از جاى برداشتند، و سپس پيمبر ٦ آن را برداشت، و بجاى خود قرار داد، و از اين رو خداى عزّ و جلّ او را به اين امر اختصاص داد.
٢٣٢١- و روايت شده است كه حجّاج چون از ساختن كعبه بپرداخت، از على بن الحسين عليهما السّلام تقاضا كرد كه حجر الأسود را در جاى خود قرار دهد، و امام ٧ آن را بگرفت و بجاى خود نصب كرد.
٢٣٢٢- و روايت شده است كه طول بناى ابراهيم ٧ سى ذراع، و عرض آن بيست و دو ذراع و ارتفاع آن نه ذراع بود، و قريش چون آن را بنا كردند در جامههاى بلند بپوشاندند.
٢٣٢٣- و بزنطى از داود بن سرحان، از امام صادق ٧ روايت كرده