ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٠٦ - كسى كه نسبت بكعبه انديشه بد كند
بغفران او است. كه بر حدّ استواء كمال و مجتمع عظمت و جلال نصب شده است، خدا دو هزار سال قبل از دحو الأرض آن را مخلّد و جاويد ساخته، و سزاوارترين كسى كه در برابر او امرش مطيع شوند، و از آنچه نهى و منع كرده باز ايستند، خداى موجد ارواح در صور است.
پس ابن ابى العوجاء گفت: سخن گفتى- اى ابا عبد اللّه- پس حواله بر غائب كردى. و امام ٧ گفت: واى بر تو؟ و چگونه غائب باشد، كسى كه با خلق خود شاهد و ناظر، و از رگ گردن به ايشان نزديكتر است، سخنشان را ميشنود، و اشخاصشان را مىبيند، و اسرارشان را ميداند، و همانا كه اين مخلوق است كه چون از مكانى منتقل شود مكانى شاغل و مشتمل بر او شود، و مكانى ديگر از آن خالى گردد، و از اين رو در آن مكان كه بطرف آن رفته نميداند كه در مكانى كه در آن ميزيسته چه رخ داده است، ولى خداى عظيم الشأن ملك ديّان، هيچ مكانى از او خالى نيست، و هيچ مكانى او را مشغول نميدارد. و به هيچ مكانى نزديكتر از مكان ديگر نيست، و كسى كه خدا او را با آيات محكم و براهين روشن مبعوث كرده، و بنصرت خود تأييد نموده، و براى تبليغ پيامهاى خود برگزيده است تا سخنش را دائر بر اينكه