ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٧٨ - باب مربوط بقربانيها
منك و لك»
(بنام خدا روى خود را بسوى كسى آوردم كه آسمانها و زمين را بيافريده، در حالى كه پاك دين و مسلمانم، و من از مشركين نيم، همانا كه نماز من، و عبادت و قربانيم، و زندگانيم و مرگم از آن، اللَّه پروردگار جهانيانست. خدايا اين قربانى از تو و براى تو است)، سپس ميگفت:
«اللّهمّ هذا عن نبيّك»
(پروردگارا اين قربانى از طرف پيمبر توست) سپس آن را ذبح ميكرد، و قوچ ديگرى را هم از سوى خود ذبح مينمود.
٣٠٤٧- و علىّ ٧ فرمود: رسول خدا در خصوص قربانيها بما امر فرمود كه چشم و گوش آنها را بدقّت بنگريم، و از جهت پيراسته بودن از هر گونه عيب و علّتى مورد توجّه قرار دهيم، و ما را از قربانى كردن گوسپندى كه گوشش شكافى گرد داشته باشد، و گوسپندى كه گوشش بدو نيم شده باشد، و گوسپندى كه قطعهاى از گوشش بريده شده و بطرف عقب آويخته باشد، نهى فرمود.
٣٠٤٨- و رسول خدا ٦ فرمود: حيوان لنگى كه آثار لنگيش آشكار باشد، و نابينائى كه كوريش نمودار باشد، و حيوان لاغر و مبتلا بجرب، و گوش بريده، و گوش شكافته و شاخ شكسته قربانى نميشود.
٣٠٤٩- و از داود رقّى روايت شده است كه گفت: يكى از خوارج در باره