ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٦٦ - باب حقوق
سخن نگفتهاى، و تو را دعا كرده در صورتى كه تو او را دعا نكردهاى، و تو را از هول و هراس ايستادن در برابر خداى عزّ و جلّ بىنياز ساخته است، پس اگر نماز را ناقص بجا آورده غرامتش بر ذمّه او است نه بر تو، و اگر آن را بطور كامل ايفاء كرده تو نيز شريك او بودهاى، و او را بر تو مزيّتى نبوده است. پس او نفس خويش را وقايه نفس تو، و نمازش را حافظ نماز تو قرار داده است. از اين رو ميبايد در برابر آنچه بجا آورده است از او سپاسگزارى كنى.
و امّا حقّ همنشينت پس اينست كه با او بنرمى رفتار كنى، و در مكالمه با او روشى پيشه سازى كه خوش دارى كه او در مكالمه با تو همان روش را پيشه سازد، و بدون اذن او از نشيمنگاهت برنخيزى، و براى كسى كه تو در مجلس او نشسته باشى جايز است كه بدون اذن تو برخيزد، و ديگر آنكه لغزشهاى او را فراموش كنى، و خوبيهايش را بخاطر خود بسپارى، و جز سخن خيرى به او نشنوانى.
و امّا حقّ همسايهات پس حفظ او در غيابش و گرامى داشتنش در حضورش و يارى كردنش در حال مظلوميّت او است. و ميبايد كه عيبجوئى از او نكنى، و اگر چيز زشتى از او سراغ دارى آن را بر او بپوشانى، و اگر بدانى كه نصيحت تو را مىپذيرد بىحضور بيگانهاى او را نصيحت گوئى، و هنگام سختى او را بشدائد روزگار نسپارى، و لغزشش را بديده اغماض