ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٩ - باب علل و أسرار حج
آنست كه همچنان كه براى مشركين چهار ماه مهلت و آزادى داده شده است براى حاجيان نيز تفضلى فرموده و لغزشهاى آنان را اغماض و چشم پوشى بنمايد».
٢١٣١- و همانا كه «احتباء» يعنى روى پا نشستن و زانوها را در بغل گرفتن و باصطلاح عاميانه «چمباتمه زدن» در مسجد الحرام بمنظور احترام و تعظيم كعبه مكروه است.
شرح: «در بعضى نسخههاى كتاب «احتذاء» بجاى «احتباء» است. و معنى آن پوشيدن كفش است. مراد آنست كه پوشيدن كفش و يا وارد شدن بمسجد الحرام با كفش مكروه، ولى در كتاب كافى از عبد اللَّه بن سنان از امام صادق ٧ روايتى است كه ميفرمايد:
«لا ينبغى لأحد أن يحتبى قبالة الكعبة»
(براى احدى روا نيست كه در برابر كعبه احتباء كند) و از اين جهت كه لفظ «احتباء» بصحّت نزديكتر بود آن را در متن كتاب آورديم، و بعض دانشمندان گفتهاند علّت كراهت روبرو شدن عورت شخص است با كعبه بخصوص زمانى كه زير جامه نپوشيده باشد».
٢١٣٢- و وجه تسميه «حجّ اكبر» آنست كه اين حج در سالى انجام شد كه مسلمين و مشركين در آن سال حجّ بجاى آوردند، و پس از آن مشركين حجّ نگذاشتهاند.
شرح: «پس از هجرت هيچ سال جز سال پس از فتح و نزول براءه مسلمانان با مشركين حجّ نكردند و بنظر ميرسد كه خبر نقل بمعنى شده بدون دقت و مراد آنست كه روز عيد قربان مشركين كه قائل بكبيسه بودند با عيد قربان مسلمين يكى بود يعنى در يك روز واقع شده بود و آن روز نحر است».
٢١٣٣- و علّت اينكه تكبير در منى به دنبال پانزده نماز، و در شهرها بدنبال