ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٩٣ - *(باب آغاز كار كعبه، و فضل آن، و فضل حرم) *
پدرش عليهما السّلام آمده است كه فرمود: «محل كعبه تپهاى سفيد از زمين بود، كه مانند نور خورشيد و ماه ميدرخشيد، و اين وضع همچنان باقى بود تا آن زمان كه يكى از دو پسر آدم برادر خود را كشت، و آن تپه نورانى سفيد سياه شد. پس چون آدم ٧ فرود آمد، خداى عزّ و جلّ همگى زمين را براى او بالا برد، تا آن را بديد.
سپس گفت: آنچه ديدى يكسره از آن تو است. آدم گفت: پروردگارا، اين زمين سفيد نورانى چيست؟ گفت: آن، حرم من در زمين منست. و من بر تو مقرر داشتم كه هر روز هفتصد بار گرد آن طواف كنى.
٢٣٠٤- و سعيد بن عبد اللّه أعرج از امام صادق ٧ روايت كرده است كه فرمود: خوشايندترين زمين نزد خداى تعالى مكّه است. و هيچ خاكى نزد خداى عزّ و جلّ از خاك مكّه، و هيچ سنگى نزد خداوند عزّ و جلّ از سنگ مكّه، و هيچ درختى نزد خداى عزّ و جلّ از درخت آن، و هيچ كوهستانى نزد خداى عزّ و جلّ از كوهستان آن، و هيچ آبى نزد خداى عزّ و جلّ از آب آن خوشايندتر نيست.
٢٣٠٥- و در خبرى ديگر، در حالى كه بكعبه اشاره ميكرد فرمود: خداوند