ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٧٣ - *(نكتهها در حج انبياء و مرسلين صلوات الله عليهم اجمعين) *
وارد شده است كه ذبيح اسماعيل است، و بعضى دائر بر اينكه او اسحاق است، و راهى بسوى ردّ اخبار- در صورتى كه طرق آن صحيح باشد- وجود ندارد، و ذبيح اسماعيل بود، ولى اسحاق چون متولّد شد پس از آن، آرزو كرد كه اى كاش او همان كسى مىبود كه پدرش به ذبح او مأمور مىشد، و او در برابر امر خدا صبر ميكرد و تسليم مىگشت، همان طور كه برادرش صبر كرد و تسليم شد، تا به درجه او در ثواب نائل مىآمد، پس خدا اين انديشه را كه در دل او ميگذشت بدانست، و در برابر اين تمنّى در جمع فرشتگان خود، او را ذبيح ناميد.
و من اسناد آن را در كتاب النبوّة بطور متّصل به امام صادق ٧ ذكر كردهام.
٢٢٧٩- و از امام صادق ٧ پرسيدند كه ابراهيم ٧ در كجا اراده كرد تا پسرش را ذبح كند؟ امام فرمود: در جمره وسطى.
و چون ابراهيم تصميم گرفت تا پسرش را صلّى اللَّه عليهما ذبح كند، جبرئيل ٧ كارد را بگرداند، و قوچ را از طرف ثبير (نام كوهى است در مكّه) بدان سوى كشيد، و پسر را از زيردست ابراهيم برآورد، و قوچ را بجاى پسر قرار داد، و از