ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٢١ - باب تحريم آشكار حرم و حكم آن
٢٣٥٧- ابن فضّال از يونس بن يعقوب روايت كرده است كه گفت: پيامى براى امام كاظم ٧ فرستادم دائر بر اينكه: برادرى از من كبوترانى را از مدينه خريد، پس ما آنها را با خود بمكّه برديم، و عمره بجاى آورديم، و تا اداء مناسك حجّ در مكّه مانديم، و آنگاه كبوتران را بهمراه خود از مكّه تا كوفه برديم، آيا از اين بابت تكليفى متوجّه ما مىشود؟ امام به فرستاده ما فرموده بود: گمان دارم كه آن كبوتران جلد و چالاك بودهاند، و (بهمين جهت آنها را از مدينه بكوفه بردهاند) يونس را بگوى: بايد بجاى هر پرندهاى گوسفندى قربانى كنى.
شرح: «اينكه فرمود: گمان دارم كه آن كبوتران جلد و چالاك بودهاند.
مقصود امام اينست كه شايد علّت بيرون بردن آنها از مكّه بكوفه حذاقت آنها در رساندن نامهها و امثال اين باشد. و نيز شايد اين حكم در موردى است كه باز گرداندن كبوتران ممكن نباشد، و ظاهر كلام شيخ در تهذيب آنست كه بمجرّد بيرون بردن كبوتر ذبح گوسفند بر او واجب مىشود، و ظاهر اكثر فقهاء اينست كه اين حكم در صورتى لازم مىآيد كه كبوتر تلف شده باشد. و كبوتران هر چند از مدينه هستند لكن همين كه بحرم آنها را وارد كردند حكم كبوتران حرم را دارند».
٢٣٥٨- و صفوان از عيص بن قاسم روايت كرده است كه گفت: از امام صادق ٧ در باره خريدن قمريها در مكّه و مدينه پرسيدم، فرمود: خوش ندارم كه چيزى از آنجا خارج شود.