ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٤٩ - *(باب مشايعت مسافر و توديع او و دعاء براى او) *
كه بازگردد. پس هر يك از مشايعين جداگانه سخن آغاز كرد. و حسين بن علىّ ٧ گفت: خداى تو را رحمت كناد، اى أبا ذر، همانا كه اين قوم بوسيله انواع بلا خوارت ساختند- و از قدر و قيمت اجتماعى تو كاستند، و حقّ صحبت و قدر و منزلت تو را نشناختند- زيرا كه تو از فروختن دين خود به ايشان دريغ كردى، پس ايشان نيز دنياى خود را از تو دريغ داشتند.
پس چون فردا فراز آيد تو چه بسيار به آنچه از ايشان دريغ داشتى نيازمندى، و از آنچه ايشان از تو دريغ داشتند بىنيازى.
پس ابو ذر گفت: «خدا رحمت خود را بهره شما اهل بيت كناد. كه من در دنيا نيازى جز شما ندارم. من هر زمان كه شما را ياد كنم، بوسيله شما جدّتان رسول خدا ٦ را بياد مىآورم».
٢٤٢٩- و رسول خدا ٦ چون با مؤمنين وداع ميكرد، مىفرمود: خدا تقوى را توشه راهتان سازد، و بسوى هر خير رهبرى كند، و هر حاجتى كه داريد برآورد، و دين و دنياتان را سالم بدارد، و شما را سالم بسوى خويشان و دوستان سالم باز گرداند.
٢٤٣٠- و در خبرى ديگر از امام باقر ٧ آمده است كه رسول خدا