ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٥٦ - *(ذبح و قربانى) *
أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ، إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، لا شَرِيكَ لَهُ وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا من المسلمين. اللّهمّ منك و لك، بسم اللَّه و اللَّه اكبر. اللّهمّ تقبّل منّى»
. سپس ذبح كن، و كارد را- تا آن ذبيحه نمرده و سرد نشده باشد- بنخاعش مگذران، و آن را قطعه قطعه مكن، پس آنگاه از گوشت آن بخور، و صدقه بده، و اطعام كن، و بهر كه خواهى هديه نما. و پس از آن سرت را بتراش.
و من احكام قربانيها را در اين كتاب ذكر كردهام، و اكنون آنچه را كه اعادهاش در اين موضع ضرورت دارد اعاده ميكنم:
در اشتران قربانى نحر كردن شترى بجز «ثنى» جايز نيست، و ثنى شتر پنجسالهاى است كه بسال ششم داخل شده باشد، و از گاو و بز ثنى آن كفايت ميكند، و ثنى گاو و بز آنست كه يك سال بر او گذشته و بسال دوم داخل شده باشد. و از جنس ميش قسم جوانى كه يك ساله باشد كفايت ميكند، و در شهرها يك رأس گاو براى هفت نفر ولى در منى براى يكنفر كفايت ميكند، و يك شتر (بدنه)- يعنى شتر