ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٧٨ - *(نكتهها در حج انبياء و مرسلين صلوات الله عليهم اجمعين) *
از اين رو بانوى حميرىّ با همسر خويش در اين باره تبادل فكر كردند، و سرانجام آن را با قطعهاى حصير پوشاندند. پس چون موسم حجّ فرا رسيد، طوائف حاج و بزرگان عرب با منظرهاى مواجه شدند، كه تعجّب ايشان را برانگيخت. و با يك ديگر گفتند:
سزاوار چنانست كه ما هديّهاى براى عامر كعبه بفرستيم، پس سنّت هدى از همين جا برقرار شد، و هر گروه از قبائل عرب هديّهاى براى كعبه مىآورد، تا نقدينه و كالائى بسيار گرد آمد. و در اين ميان آن قطعه حصير را از جاى بركندند، و پوشش كعبه را كامل ساختند و دو قطعه در نيز بدرگاههاى بيت نصب كردند.
و كعبه سقف نداشت، پس اسماعيل پايههائى از چوب، مثل آن پايههائى كه مىبينيد، وضع كرد و آن را با شاخههاى نخل مسقّف ساخت. و با گل تسطيح كرد. تا سال ديگر طوائف حاجّ از اطراف و اكناف فراز آمدند. و داخل كعبه شدند. و عمارت آن را از نظر گذراندند، و گفتند: آبادكننده اين بيت را همى سزد كه بر هدايايش افزوده گردد. پس چون موسم سال بعد فرا رسيد، هدىهاى بسوى او روان شد. و اسماعيل ٧ ندانست كه با آنها چه كند! پس خداوند عزّ و جلّ به او وحى فرستاد كه اشتران هدى را نحر كند، و حاجيان را از گوشت آن اطعام نمايد.