ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٠٧ - *(باب اشعار و تقليد) *
فرمود: مردم عادت داشتند كه قلادهاى بگردن گوسپند و گاو قربانى مىآويختند، و بتازگى آويختن قلاده را ترك كردند، و نخى يا ريسمانى را بجاى آن قرار دادند.
شرح: «اشعار مخصوص شترهاى قربانى است: و آن بر اين گونه است كه در سمت راست مرتفعترين نقطه پشت شتر شكافى ايجاد كنند، و آن را خون آلود سازند. و تقليد ميان انعام سهگانه: شتر و گاو و گوسپند مشترك است. و آن بر اين گونه است كه لنگه كفشى را كه در آن نماز خوانده باشند، يا نخى يا ريسمانى را بگردن حيوان بياويزند، و به اين وسيله حيوان را نشانه دار كنند».
٢٥٧٢- و معاوية بن عمّار از امام صادق ٧ در باره مردى كه قربانى را سوق دهد، ولى به اشعار و تقليد آن اقدام نكند، سؤال كرد. امام در جواب فرمود:
همان لبيك گفتن براى محرم شدن او كافى است، و او را از اشعار و تقليد بىنياز ميسازد. و چه بسيار است قربانيهائى كه مورد تقليد و اشعار قرار نميگيرد، و با پوشش مخصوص خود پوشيده نميشود.
٢٥٧٣- و حسن بن محبوب، از جميل بن صالح، از فضيل بن يسار روايت كرده است كه گفت: به امام صادق ٧ گفتم: مردى از ميقات محرم شده، و در پى كار خود رفته است، و پس از گذشت يك روز يا دو روز، شترى خريده، و آن را اشعار و تقليد كرده، و بسوى قربانگاه رانده است. پس حكم او چيست؟ و امام فرمود: اگر آن شتر را پيش از آنكه بحرم داخل شود خريده است، باكى نيست. گفتم: او آن شتر را