ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٦٢ - باب حقوق
و انس تو ساخته، و از اين رو بدانى كه اين امر نعمتى از جانب خداى عزّ و جلّ در باره تو است، و بدين جهت ميبايد تا همسرت را گرامى دارى، و با او مدارا و ملايمت كنى، و اگر چه حقّ تو بر ذمّه او واجبتر است، ولى حقّ او بر تو اينست كه در بارهاش مهربان باشى، زيرا كه او در بند زوجيّت تو است، و همى بايد تا او را از جامه و طعام برخوردار سازى، و چون نادانىاى از او ببينى او را عفو كنى.
و امّا حقّ غلام تو اين است كه بدانى كه او آفريده پروردگار تو و فرزند «آدم و حوّاء» پدر و مادر تو، و گوشت و خون تو است، و تو نه از آن جهت مالك وى شدهاى كه تو او را ساختهاى، نه خدا، و تو هيچ يك از اعضاء او را نيافريدهاى، و رزقى را براى او توليد نكردهاى، ولى خداى عزّ و جلّ تو را از اين كار بىنياز نموده و اين مهمّ را براى تو كفايت كرده، و آنگاه او را مسخّر تو ساخته، و تو را امين خود بر او قرار داده، و او را برسم امانت بتو سپرده است، تا هر آن چيزى را كه در بارهاش انجام ميدهى در حساب تو محسوب دارد. پس در باره او نيكى كن همان گونه كه خدا در باره تو نيكى كرده است. و اگر او را ناپسند دارى با ديگرى تعويض كن، و آفريده خداى عزّ و جلّ را معذّب مدار، و لا قوّة الّا باللَّه.
و امّا حقّ مادرت پس اينست كه بدانى كه او در زمان و مكانى تو را حمل كرده است