ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٥٨ - باب حقوق
و حقّ دستت اينست كه آن را بسوى چيزى كه براى تو حلال نيست نگشائى و حقّ پاهايت اينست كه با آنها بسوى چيزى كه براى تو حلال نيست راه نسپارى، زيرا با آن پاها بر صراط مىايستى، پس بنگر تا تو را نلغزانند كه بدوزخ درافتى.
و حقّ شكمت اينست كه آن را ظرفى براى حرام نسازى، و بر سير شدن نيفزائى.
و حقّ عورتت اينست كه آن را از زنا مصون دارى، و از نگريستن نامحرمى به آن ممانعت كنى.
و حقّ نماز اينست كه بدانى كه آن كوچ كردن بسوى خدا عزّ و جلّ است، و تو در آن حال در برابر خداى عزّ و جلّ ايستادهاى، و چون اين معنى و موقعيت را دانستى در موضع بندهاى مىايستى كه خوار و بيمقدار و زار و هراسان و اميدوار و ترسان و خاضع و متضرّع است، و كسى را كه در برابر او ايستاده است بوسيله سكون و وقار خود بزرگ ميدارد. و در اين حال با صميم قلب بنماز رو مىآورى، و آن را با حدود و حقوقش بپا ميدارى.
و حقّ حجّ اينست كه بدانى كه آن ورودى به آستان پروردگار تو و گريزى