اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٩٧ - به خدا بخوانيم، نه به خويشتن
جز به هنگام رسيدن و شهد آلود شدن بچيند مانند آن كس است كه جز در زمين خويش كشت كند.
اين كه بدانند عمل را در چه زمينه و چه وقت شروع كنند، تأثيرى اساسى و سازنده در هر عمل و اقدام دارد، خواه كوچك باشد يا بزرگ، حتى اگر اداى كلمهاى باشد. اين سخن امام (ع) در واقع يكى از اصول جاويدان و درسهاى اساسى براى انجام يك كار مهّم، از جمله تبليغ دين و دعوت به تعاليم آن است. همانطور كه باغبان آگاه هرگز به سراغ ميوههاى نارس نمىرود، هر چند نياز فراوان به ميوه براى تغذيه خود و يا فروش داشته باشد و نيز كشاورز آگاه، در زمين نامساعد بذر نمىپاشد؛ بلكه قبلًا با صبر و حوصله، زمين را شخم زده و شوره زار را آماده مىكند، سپس به بذر پاشى مشغول مىشود. يكى از اعمال اجتماعى منتشر كردنِ انديشه و شناخت در ميان مردم است، كه آن نيز واجب است در زمينه مناسب خود انجام شود وگرنه ثمرهاى جز ناكامى و شكست نخواهد داشت. و از شرايط كاميابى در اين عمل، مراعات سازگارى ميان ذهنيات افراد و مراحل مختلف انديشه و شناخت است. يك انديشه چنان است كه از قدرت پذيرش عقلها فزون است، و انديشه ديگر چندان ضعيف است كه نمىتواند اجتماع را جلب كند و اثرى در بالا آوردنِ فرهنگ و برترى دادن افكار مردم بگذارد. پس لازم است توازن ميان اين امور در نظر گرفته شود، تا نتايج مطلوب به دست آيد. يكى از چيزهايى كه بر صاحب دعوت حق و مبلغ راستين واجب است، آميزش با مردمان و لمس كردن واقعيات محيط است، تا از اين راه، از استعدادهاى گوناگون مردم آگاهى حاصل كند، و بتواند نيروهاى عقلى پوشيده را برآورد، و معادنِ انسانىِ وجودِ ايشان را اكتشاف كند. از همين جا تأكيد شده است كه دعوت چنان كه در قرآن آمده است بايد به زبان مردم باشد:
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ.[١] و هيچ پيامبرى را جز به زبان قومش نفرستاديم تا (پيامش را) براى آنان به روشنى بيان كند.
و اين زبان منحصر به زبان لغوى نيست، بلكه زبان فكرى و عقلى و فرهنگى، و زبان
[١] - ابراهيم، آيه ٤