اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٨٠ - جز آستان توام در جهان پناهى نيست
رسالتى كه بر دوش داشتند، يارى كرده است:
يا هِشامُ! انَّ اللَّهَ- تَبارَكَ وَ تَعالى- اكْمَلَ لِلنَّاسِ الْحُجَجَ بِالْعُقوُلِ، وَ نَصَرَ الّنَبِييّنَ بِالْبَيانِ.[١] اى هشام، به راستى، خداى- تبارك و تعالى- حجتها را به وسيله خِرَد بر مردم تمام كرد و با قدرت بيان و زبان آورى، پيامبرانش را يارى داد.
زبانآورى، نواختى است، كه اميرمومنان، آنگاه كه مايههاى فخرِ دودمانِ محمد ٦ را- كه خود برترِ آنان است- بر مىشمرد، بدان مباهى بود:
وَانّا لَامَراءُ الْكَلامِ، وَفِينا تَنَشَّبَتْ عُرُوُقُهُ، و عَلَيْنا تَهَدَّلَتْ غُصوُنُهُ. ما اميرانِ سُخَنيم. ريشههاى آن در ما آويخته و استوار است و شاخههاى آن بر ما سايه انداخته است.
از آنجا كه زبان آورى و طَلاقَتِ لسان، هم مىتواند وسيله ابراز محبت به آدميان و جلب دوستان و شكر گزارى از نعمتهاى خداوند باشد و هم، وسيله ابراز كينه و دشمنى و طرد و دفعِ دوستان و كفرانِ نعمتهاى خداوند. و پاكى آن، سببِ پاكى گوهر آدمى و آلودگىِ آن نيز سبب آلودگى گوهر او، امام (ع) از ساحتِ قدس الهى طلب كرد، تا به شكرانه اين نعمت بزرگ، گويايى و طلاقت زبانها، در توصيف نعمتهاى خداوند جارى شود. و ما پيروان آن حضرت نيز، در پرتو اين تعليم بزرگ زبانِمان را در آوردگاهِ سخن به نكوگفتارى عادتش دهيم و بر سريرِ ادب بنشانيم و در كام خويش نگه داريم، مگر آنجا كه براى دين و دنيامان سود آور است، به كار گيريم. از زيادهگويىِ مبتذلِ كمفايده، كه با كمسوديَش از زيانش نيز ايمنى نيست، باز داريم. و اين عضو بىبديل را، كه گواهِ خرد و دليل بر آن است، از دشنامگويى و مدح خوانى براى تحصيل يك تكه نان، گرامىتر داشته و كسى را بستاييم كه سزاوار ستودن است. «اللّهم ... وَاجْعَلْ انْطِلاقَ الْسِنَتِنا فِى وَصفِ مِنَتِكَّ؛ خداوندى را كه جز او، هيچ كس شايسته ستايش نيست؛ خداوندى را بستاييم، كه نعمتها و بخششهايش بيرون از شمار است؛ مدح و توصيف او و سپاسگزارىِ نعمتهايش، آدمى را از مدحِ ديگران بىنياز مىكند:
[١] - اصول كافى: ج ١، ص ١٣