اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٦٣ - جز آستان توام در جهان پناهى نيست
|
باد پر را هر طرف راند گزاف |
گه چپ، گه راست با صد اختلاف |
|
|
در حديث ديگر اين دل دان چنان |
كابِ جوشان ز آتش اندر قازغان[١] |
|
|
هر زمان دل را دگر رايى بود |
آن نه از وى، ليك از جايى بود[٢] |
|
در آموزههاى قرآن، آن چه درباره بيمارىهاى قلب از قبيلِ «خَتم» و «طَبع» يا «رَين» و چركى كه قلب را در پوشش خود قرار مىدهد، و «غِلّ» و «غِلاف» و «صَرف» و «كِنان» و «قَساوت» آمده است، مربوط به بيمارىهاى قلب روحانى است. همان قلبى كه حقيقت مركزى و لبّ آدمى است و در فارسى «دل» ناميده شده است. از اين رو، آدميان دو گروهند: گروهى بيماردلاند مانندِ منافقان، كه خداوند درباره آنان فرمود:
فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ.[٣] به دل بيمارىيى دارند و خداوند بر بيمارىشان افزود؛ و براى دروغى كه مىگفتند، عذابى دردناك خواهند داشت.
و گروهى از سلامتِ دل برخوردارند، مانندِ مومنان و در رأس آنان اولياى بزرگ خداوند؛ چون پيامبران و جانشينان آنها:
وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ. إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ.[٤] و از پيروان وى (نوح)، ابراهيم بود. كه دلى پاك را نزد پروردگار خود آورد.
يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ. إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ.[٥] روزى كه نه هيچ دارايى سود مىبخشد و نه هيچ فرزندى. جز آن كس كه دلى بىآلايش نزد خداوند آورد.
مراد از «قلب سليم»، قلب خالى از شرك، بيگانه با گناه و نيرنگ و ناراستى و نادرسى و خيانت و كينه و دشمنى و بِدور از محبّت دنيا است. از امام صادق (ع) آمده است كه فرمود:
[١] - قازغان: ديگ بزرگ، پاتيل.
[٢] - مثنوى، دفتر سوم، بيت ١٦٤١- ١٦٤٤
[٣] - بقره، آيه ١٠
[٤] - صافات، آيه ٨٣- ٨٤
[٥] - شعراء، آيه ٨٨- ٨٩