اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٨ - تبار و خاستگاه محمد
نديدى- ندانستى- كه پروردگارت با پيلداران- ابرهه و لشكرش- چه كرد؟
آيا نيرنگ و ترفندشان را- براى ويران كردن كعبه- تباه و بيهوده نساخت؟
و بر آنان پرندگانى گروه گروه فرستاد، كه آنان را سنگِ گِل- كلوخى كه در آن سنگ ريزه است- مىانداختند. پس آنها را مانند كاهبرگهاى ريز و خورده شده گردانيد.[١]
همه سيرهنويسان در مورد تاريخ تولد پيامبر گرامى اتفاق نظر دارند. زيرا آنحضرت به يقين، در سال ٦٣٢ ميلادى از دنيا رحلت فرموده، و عمر پربركتاش ٦٢ تا ٦٣ سال بوده است. بنابراين ولادت او در حدود ٥٧٠ ميلادى خواهد بود. بيشتر محدِثان و عالمانِ تاريخ نيز بر اين قولاند كه تولّد پيامبر گرامى ٦ در ماه ربيعالاول بوده، ولى در روز تولّد او اختلاف دارند. ثقة الاسلام محمد بن يعقوب كلينى از دانشمندان عصرِ نخست شيعه، در كتاب شريف كافى، ولادت آن بزرگوار را، روز جمعه، دوازدهم ربيع الاوّل عام الفيل مىداند. و دانشمندان اهل سنّت نيز بر اين قولاند. اما بيشترِ دانشمندان شيعه، آنچنان كه در عصر ما نيز مشهور است، تولد پيامبر را، هفدهم ربيعالاوّل، ذكر كردهاند.
به هر حال، پس از ولادت، مادرش او را به آيين و رسم بزرگان مكّه به بانوى بزرگوارى از قبيله «بنىسعد» دختر ابوذُويب- حليمه سعديه- سپرد تا او را شير دهد و در دامنِ طبيعتِ ناب و زيبا بپروراند؛ آنجا كه زمين و آسمان در حاشيههاى دورِ افق به هم دوخته شدهاند. حليمه، كه زنى از ميان بدويانِ چادرنشين بود، اين كودك را كه بايد «از هر چه كه رنگ تعلّق پذيرد» آزاد باشد، از مادر گرفت و با خود به صحرا برد، و مدّت
[١] - به اجماع مفسران، اين سوره درباره ابرهه- پادشاه حبشه- و سپاهيان اوست كه براى ويران كردنِ كعبه به مكّه لشگر كشى كرده بودند و همراه آنها فيلها يا فيلى بود؛ و بر اثر عذابى، كه در اين سوره به آن اشاره شده است، در هم شكسته و هلاك شدند و آسيبى به كعبه نرسيد. علاوه بر مفسران، مورّخان نيز اتفاق نظر دارند كه اين حادثه واقع شده و كسى آن را انكار نكرده است؛ بلكه آن را مبدأ تاريخ قرار دادهاند و بيشترِ مورّخان بر آنند كه تولّد پيامبر٦ در عامالفيل- ٥٧٠ ميلادى- بوده است. برخى از مورّخان اروپايى گفتهاند لشگر ابرهه با آبله هلاك شدند. سخنى كه اتفاقاً مفسران نيز مانند ابوالفتوح رازى، فخر رازى و فيض كاشانى همين را بدين گونه گفتهاند، كه سنگها به هر كس مىرسيد بدنش آبله مىآورد و مجروح مىشد، ورم مىكرد و بر اثر آن هلاك مىشد