اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٧٤ - مفهوم عرش و كرسى
مخاطبان آنها تنها پيروان و معتقدانِشان بودند و آن چه كه به آنها گفته مىشد بىهيچ عذرى مىپذيرفتند و چون از محدثّان مىپرسيدند: «خداوند با اين كه جسم نيست چگونه بر عرش مىنشيند؟» در پاسخ مىشنيدند: «الكَيفيّةُ مجهولةٌ و السّؤال بِدْعَةٌ» و خاموش مىشدند. از همين رو، براى محدثّان در زدودن ابهامها از ذهن پرسش كنندگان ضرورتى پيدا نمىشد. برخلاف متكلّمان؛ به ويژه معتزله، كه با پيروان هر فرقه و آيينى رفت و آمد و معاشرت داشتند و با آنها به بحث و گفتگو مىنشستند. و از آنجا كه پاسخهاى تحكّمآميز و آمرانه در اين قبيل پرسشها بيهوده بود، ناگزير حقيقت را اظهار مىكردند و گره ابهام و اجمال را مىگشودند.[١] بنابراين از عالمانى چون سفيان بن عُيينه و امام مالك، انتظار پاسخى روشن و قطعى درباره «عرش» و «كرسى» و معارفى از اين دست، انتظارى نابجاست؛ زيرا آگاهى از اين كه عرش چيست و كجاست و كرسى به چه معناست، بيرون از قلمرو دانش عالمانى است، كه بحث و گفتگو درباره «حقايق دينى» و تأمل در وراى ظاهر الفاظ كتاب و سنت را برنمى تابند و پرسش درباره معارف توحيدى را بدعت و ناروا مىدانند و راه را براى هر گونه پرسش و تحقيق، بسته مىبينند. و همين طور، بيرون از حوزه دانش تجربى است، حتّا حوزه فلسفه نظرى.
پاسخ اين پرسشها را بايد از وحى دريافت كرد و از كسانى كه خانه آنها جايگاه نزول وحى و تبيين آن بوده است؛ از امامان پاك و معصوم (ع) كه طرح مباحث عميق الهى از سوى آنان به صورت عقل فلسفى (سنت پسنديده) استدلالى در آمد و در برخورد با پرسشهايى از اين گونه هيچگاه به پاسخهاى تحكمآميز و آمرانه و به اصطلاح «سربالا» توسل نجستند و پرسشگران را محكوم نكرده و پرسش آنان را بدعت و ناروا نشمرده و گمراهِشان ندانستند. امام صادق (ع) فرمود:
العرشُ فى وجْهٍ هُوَ جُمْلَةُ الْخَلْقِ، وَ الْكُرسّى وِعاؤُه وَ فِى وَجْهٍ آخَرٍ العرشُ هُوَ الْعِلْمُ الذَّى اطْلَعَ اللَّهُ عَلَيهَ انْبِياءَهُوَ رُسُلَهُ وَ حُجَجَهُ، وَ الْكُرْسِّىُ هُوَ الْعِلْمُ الَّذِى لَمْ يُطلِعِ اللَّهُ عَلَيهِ احداً مِنْ انْبِيائِهِ وَ رُسُلِهِ وَ حُجَجِهِ (ع).[٢] عرش از يك
[١] - مجموعه آثار، ج ٦، ص ٨٦٦ به نقل از تاريخ علم كلام، ج ١، ص ١١- ١٢
[٢] - معافى الاخبار، ص ٢٩