اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٢٧ - خوشا آنان كه سر بر خاك اويند
نداد. كسى كه سيره رفتارى و اجتماعى و سياسى محمد ٦ را بكاوَد از اين نمونهها بسيار مىيابد. او طرّاح نظامىِ بامهارتى بود. صاحب نظران در اين فنّ كه سيره نظامى او را كاويدهاند، به هيچ خطاى نظامى بر نخوردهاند؛ بلكه همگى به نبوغ نظامى او گواهى دادهاند، و در اين موضوع رسالهها و كتابها نوشتهاند.
نكته مهمّ اين كه، پيروزى نظامى در جنگ همراه با رفتار انسانى والا و در نهايت عدالت، علاوه بر مهربانى و شفقت بر دشمن، از مشكلترين امور است، و عادتاً امرى محال و ناممكن. در حالى كه محمّد توانست اين امر ناممكن را ممكن و عملى سازد، و گوى سبقت در كرامت و بزرگوارى با دشمن را بربايد. و اين كارى بزرگ و انسانى بود كه جانشين او على ٦ در جنگهاى سه گانهاش، با قاسطين و ناكثين و مارقين انجام داد و پس از او فرزندش حسين ٦ در سرزمين كربلا و در آن جنگ نابرابر به كار برد. اين سخن گزافه نيست؛ محمد ٦ بزرگترين رهبر جهانى است كه در جامعه بشرى ظهور كرده است، ولكن تاكنون بشريت او را آن چنان كه شايسته است نشناخته و حق او را ادا نكرده است.
محمد ٦، علىرغم اعتدال و سلامت مزاجى كه داشت، عمر طولانى نكرد، و با اين كه مىتوانست چون مُتْرِفان و اسرافكاران زندگى كند، زيست ننمود. زندگى شخصى او بسيار ساده و دور از تجمل بود. و شايد سرّ اين كه بهرهاى اندك از زندگى برد، تلاش و كوشش و فداكارى و از خودگذشتگى او در راه دعوت به اسلام بود؛ در راه سعادت بشر و براى پديد آوردن زندگى سعادتمندانه انسانها و اين نكتهاى شايسته تأمل و دقت است. به پا خاست و در پيكر پژمرده جهان، روح حيات دميد. و كاخهاى ظلم را فروريخت؛ كاخهايى كه با جمجمه مبارزان راه حق و عدالت برپا بود و قصرهايى كه بر روى گورها بنا شده بود. و بتهايى را كه به پيكر محرومان و ستمديدگان نصب شده بود در هم شكست. محمد ٦ مردى نبود كه بدى را با بدى پاسخ دهد و دشمنانش را كه در حق او بد كرده بودند به بدى مجازات كند؛ دشمنانى را كه در دشمنى و كينهورزى با او از هيچ كارى دريغ نورزيدند.
براى همين، آن گاه كه بر آنان چيزه گشت انتقام نگرفت، و دادگاه انقلابى براى محاكمه آنان برپا نكرد و خونهاشان را نريخت بلكه يوسفوار همگان را در راه خدا آزاد كرد: