اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٧٠ - محمد
خداوندى در عصرى چنان تيره و خسته، كه عالَمِ پير در سراچه سردِ وجود مىلرزيد و با همه وجود خود مىخواست تا مردى ظاهر گردد و دستش را بگيرد و او را راه نمايد، از افق مكّه بر جهان طالع شده است.[١] على (ع) به هنگام توصيف شجره نبوت فرمود:
فَاستَوْدَعَهُمْ فىِ افْضَلِ مُسْتَودَعٍ، وَ اقرَّهُم فىِ خَيرِ مُسْتَقَرٍّ. تَناسَخَتْهُمْ كَرائِمُ الْاصْلابِ الى مُطَهَّراتِ الْارْحامِ. كَلَّما مَضَى مِنْهُمْ سَلَفٌ قامَ مِنْهُمْ بِديِنِ اللَّهِ خَلَفٌ، حَتَّى افْضَتْ كَرامَةُ اللَّهِ سُبْحانَهُ الى مُحَمّدٍ ٦، فَاخَرَجَهُ مِنْ افْضَلِ الْمَعادِنِ مَنْبِتاً، وَ اعَزِّ الْارُوماتِ مَغْرِساً، مِنَالشّجَرَةِ الّتى صَدَعَ مِنْها انْبياءَهُ، وَ انْتَجَبَ مِنْها امَناءَهُ.[٢] آنان (پيامبران) را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريفترين قرار گاه جاى داد. آنان را از اصلاب كريم به رَحِمهايى پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكى از آنان از جهان رخت برمى بست ديگرى براى به پاداشتنِ دين خدا جاى او را مىگرفت. تا كرامت نبوّت از سوى خداوند پاك نصيب محمد ٦ گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمينها بيرون آورد؛ از درختى كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينانِ وحىِ خود را گلچين كرده بود.
محمد ٦، از نظر اصالت خانوادگى يك نجيب زاده است؛ قبيلهاش قريش، برجستهترين قبيله عربِ حجاز، كه از نظر تجارتى موقعيت حسّاسى در شبه جزيره دارد و در خاندان هاشم، كه انتسابش به كعبه بدان عزّت و احترامى مذهبى بخشيده است.[٣] نه پَستِ گمنامى بود كه در حلقه صاحبان نسب زبون باشد، و نه ثروتمند متنعّمى كه ثروت و تنعّم، او را به سركشى برانگيخته و قلبش را چون قلب حريفان دنيا، سنگين و زنگزده ساخته باشد.
٣- برترين بندگان «صَفّيَكَ مِنْ عِبادِكَ»، محمد ٦، برترين بندگان، و پاكترين پاكان، و نابترين برگزيدگان عالم است؛ كه در اداى رسالت الهى پاكبازترينهاست. داراى
[١] - راه محمد٦ نوشته عباس محمد العقاد، ترجمه دكتر اسداللَّه مبشرى، ص ٢٤
[٢] - نهجالبلاغه، خطبه ٩٣
[٣] - اسلامشناسى، ص ٤٥٦