اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٦٩ - محمد
در جاى ديگر فرمود:
فَبلَّغَ رِسالاتِ رَبِّهِ غَيْرَ وانٍ وَ لامُقَصِّرٍ.[١] رسالت پروردگارش به جاى آورد و نه در آن سستى كرد و نه كوتاهى.
و در گفتارى كه به مردم آموخته است كه چگونه بر پيامبر ٦ درود فرستند در توصيف آن بزرگوار فرمود:
فَاضْطَلَعَ قائِماً بِامْرِكَ، مُسْتَوفِزاً فىِ مَرْضاتِكَ، غَيْرَ ناكِلٍ عَنْ قُدُمٍ، وَ لاواهٍ فىِ عَزْمٍ، واعِياً لِوَحْيِكَ، حافِظاً لِعَهْدِكَ، ماضِياً على نَفاذِ امْرِكَ.[٢] بار سنگين رسالت را بر عهده گرفت و دليرانه پيش برد و به امر تو قيام نمود، و در راه خشنودى تو درنگ نكرد و در هيچ اقدامى تأخير نشان نداد، و در عزمى كه داشت سستى ننمود. وحى تو را نيكو گرفت و عهدت را نگاهداشت. آماده اجراى فرمانهاى تو بود.
٢- نجابت «وَ نَجِيبكَ مِنْ خَلْقِكَ»، محمد ٦ بزرگوار و نجيبى بود كه در نسبش هيچ گونه آميختگى نبود. مردى، كه از ريشهاى پاك و پر فضيلت برخاسته بود، كه همه نياكانش تا آنجا كه زبان تاريخ گوياست و آيينه نسبت، حكايت مىكند در راستگويى و امانت، در عدل و رأفت، در ايثار و شجاعت، و در سلامت روح و اعتدال آفرينش، و در دورى از هوس و خودپسندى و در پاكيزگى از زبونى و در پرهيزگارى، بنام و شناخته شده بودهاند. در چنان ريشهاى با آب عفت و طهارت و در اقليم فضيلت و تقوى بارور شده بود، به راستى كدام مرد جهان با او برابرى مىكند؟ چرخ و فلك در گردش بىقياس و ممتدِ خويش توفيق نيافت كه وجودى همانند او با تار و پودى چنان پاكيزه و بىعيب، كه در هيچ تارش عيب و در هيچ پودش تابِ نقص نباشد، از كارگاه هستى برآورد. او برگزيده موجودات است، نور وجودش در اصلاب شامخ و ارحام پاك و مُطَّهر، در طىّ روزگارى دراز، منتقل شده، و هر دم بركتى نو و فضيلتى ديگر يافته، و در كمال وجود، در سينه زمانى مقتضى، به صورت محمد در آمده است، و با اين ذخيرههاى طبيعى، و دادههاى
[١] - نهجالبلاغه، خطبه ١١٦
[٢] - همان، خطبه ٧٢