اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٧٤ - جز آستان توام در جهان پناهى نيست
و امّا بىياد خداوند، با هر بادى مىلرزد و چون پر كاهى به هر سويى مىرود:
فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّماءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحيقٍ.[١]
پس چنان است كه از آسمان فرو افتد و پرندگان او را بربايند، يا باد او را به جايى دور اندازد.
آدميان، هرگاه، بدين مكانت والا، راه يابند كه هيچ چيز، جز ياد خداوند و ياد عظمت و احتشام او، جانِشان را آرامش و ثبات نبخشد، ديگر هستىشان در آسمانها و زمين نمىگنجد، چنان جلال خداوند در ديدههاشان بزرگ مىآيد، و منزلتشان در دل او به ستُردگى و مهابت، مىنشيند كه هر چه جز خداست نزدشان، خُرْد و ناچيز مىنمايد. در پرتوِ اين يادِ معَطَّر است كه خود را در برابر دريايى از نعمتها و نيكوىهاى خداوند مىبينند و از او مىطلبند، تا آسايش تن و فراغتِ كالبدشان را در شكر گزارى نعمت هايش قرار دهد: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْ فَراغَ ابْدانِنا فى شُكْرِ نِعمَتِكَ» و اين دومين درس بزرگى است كه امام (ع) به پيروان خود مىآموزد.
شكر نعمتهاى خداوند؛ يعنى نعمت را در نهانِ خود تصور كند و آن را به خوبى دريابد و درباره آن نيكو بينديشد و اين دريافت خود را آشكار كند و با زبان «مُنْعِم» را سپاس گويد و با اعضاء و جوارح خود، از او قدر شناسى كند و نعمت را در منظورى كه منعم دارد به كار گيرد. راغب گويد: الشُّكْرُ ثَلاثَةُ اضْرُبٍ: شُكْرُ الْقَلْبِ، وَ هُوَ تَصوُّر الّنِعْمَتهِ.
وَ شُكْرُ اللِّسانِ، وَ هُوَ الثّناءُ عَلَى الْمُنْعِمِ. وَ شُكْرُ سائِرِ الْجَوارِح، وَ هُوَ مُكافاتٌ النِّعْمَةِ بِقَدْرِ اسْتِحْقاقِهِ.[٢] سپاسگزارى از نعمتها سه گونه است: يك، سپاسگزارى دل و آن تصوّر و شناخت نعمت است. دو، سپاسگزارى زبان و آن حمد و ثناى منعِم است. سه، سپاسگزارى جوارح و آن به كارگيرى عضو در استفاده از نعمت است. در دل، كه مركز اراده و تصميم است باور كند كه همه نعمتها، كه در اختيار او نهاده شد، از خداوند است. و آن گاه، به وسيله زبانش خدا را بستايد و سپس، به وسيله اعضا و جوارحاش عكسالعمل مناسبِ با نعمت، از خود آشكار كند. و نعمت را، هر چه هست، تباه نسازد و در مسير رضا و
[١] - حج، آيه ٣١
[٢] - مفردات الفاظ القرآن، ص ٤٦١