اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٦٧ - جز آستان توام در جهان پناهى نيست
شما از حقّ مىرميد چون بزغالگان از بانگ شير غُرّان. هيهات، كه به يارى شما تاريكى را از چهره عدالت بزدايم، و كجى را كه در حق راه يافته راست نمايم.
وَ اين صاحبدلانند كه طبيبانِ الهىاند، و شرايط سلامت و آبادانى و بيمارى و ويرانى «دل» ها را، به خوبى مىشناسند و مىشناسانند. اينان، تجسّم آموزههاىِ قرآناند و خردهاشان از مصباح هدايت الهى روشنى يافته و در پرتو تعاليمِ وَحى باروَرْ شده است و ديدههاى دلشان به منارهها و نشانههاى هدايت و تقوى بردوخته است. از اين رو، دلهاشان را تنها به خدا سپردهاند و با او پيمان وثيق بندگى را بستهاند. زنده كننده دانشاند و ميراننده نادانى: هُمْ عَيْشُ الْعِلْمِ وَ مَوتُ الْجَهلِ.[١] از جمله اين طبيبانِ الهى، زين العابدين امام على بن الحسين (ع) است كه مرهمهاى معنوى و روحانى خويش را آماده كرده و در جست و جوى بيمارمانِ بيمار دل است، تا قلبهاى غافل و سرگردان آنها را درمان كند. و او بر اين باوَرِ وثيق است كه تنها و تنها، در پرتو يادِ عظمت و احتشام خداوند، دلها آباد مىشود و از تفرق و پراكندگى و تشتّتِ يادهاى گوناگون، مىرَهَد. و همين ياد عظمت الهى است كه دلها را شايسته هم نشينى با موجودات عالى و قدسى مىكند. از آنجا كه هر موجودى در كنار هم جنس خود، آرام مىگيرد و تنها موجودى كه هم جنسِ دل و «خودى» با آدمى است و به او آرامش مىبخشد، يادِ عظمت خداوند است: الا بذكرِاللَّهِ تَطمِنُّ القلُوبُ.[٢] و اين همان گوهر و كيمياى سعادت است كه آرامشْبخشِ دلها و مايه سلامت و آبادانى آنها، از هر گونه بيمارى است: وَ اجْعَلْ سَلامَةَ قُلُوبِنا فى ذِكْرِ عَظَمَتِكَ.
دلهاى آدميان با يادِ خداوند آرام مىگيرد
دانشورانِ دانش اخلاق، دل آدمى را به اطاقى ماننده مىدانند كه چندين در دارد و از هر درى كسى يا چيزى واردِ آن مىشود، يا نشان و سيبلى كه از اطراف به سوى آن تيراندازى
[١] - نهج البلاغه، خطبه ٢٣٩
[٢] - رعد، آيه ٢٨