اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٤١ - باغ وجود، يكسره دام نوائب است
نكنيد كه او دشمن آشكارِ شماست.
يَعِدُهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُوراً.[١] و در آرزو [هاى دور و دراز] مىافكند و شيطان به ايشان جز به فريب، وعدهاى نمىدهد.
شيطان از همان لحظه كه بر اثرِ عصيانش، از درِ رحمت الهى، رانده شد، خداوند تعالى را، درباره بندگانش، تهديد كرد،: كه بر سر راهِ راست او، در كمينِشان خواهد نشست، و آنها را از هر سو، به سراغشان خواهد رفت، تا از بندگى بازشان دارد و ولايت و سرپرستىشان را به عهده خواهد گرفت:
قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ. ثُمَّ لَآتِيَنَّهُم مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ.[٢] گفت:
پس از آنجا كه مرا از راه در بُردى، بر سر راه راست تو، به كمين آنان مىنشينم. آن گاه از پيش و پس و راست و چپ آنان، به سراغشان خواهم رفت و بيشترِ آنان را سپاسگزار نخواهى يافت.
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ قَالَ ءَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِيناً. قَالَ أَرَأَيْتَكَ هذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلَّا قَلِيلًا.[٣] و [ياد كن] آنگاه را كه با فرشتگان گفتيم: به آدم سجده بريد، و سجده بردند جز ابليس كه گفت:
آيا بر كسى سجده برم كه از گِل آفريدهاى؟ گفت: به من بگو، آيا اين است آن كه بر من برتر داشتى؟ سوگند [مىخورم] كه اگر تا روز رستاخيز، زمانم دهى، بىگمان بر زادگانِ او- جز اندكى- لجام خواهم نهاد.
جهانى كه در آن زندگى مىكنيم، جهانى است انسانى و پر از شيطان، با دامهاى بسيار.
با آواى خوش مىلغزاند و با سوارگان و پيادگانش بر آدميان مىتازد و در دارايىها و
[١] - نساء، آيه ١٢٠
[٢] - اعراف، آيه ١٦- ١٧
[٣] - إسراء، آيه ٦١- ٦٢