اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٣٦ - باغ وجود، يكسره دام نوائب است
اگر دنيا را، آن چنان كه هست، بشناسيم و از ياد نبريم كه هيچچيزِ جهان ثابت و پايدار نيست، همواره خود را براى برخورد با دگرگونىها و تحولات روزگار، آماده مىكنيم و همين آمادگى، ما را در برابرِ آن تحولات، نيرومند مىكند و قدرت مقاومت و پايدارى مىبخشد، و بر اثرِ آن در برخورد با پيشآمدهاى ناخوشايند روزگار، خود را نمىبازيم، تن به پستى و فرومايگى نمىدهيم، بىتابى و جزع نمىكنيم. براى همين بود كه اولياى بزرگ خداوند، در برخورد با اين رويدادها، خود را نمىباختند. در پرتو دانش و همّتِ خويش صبورى مىورزيدند.
مىدانستند كه: چرخ اين جهان به كام هيچ كس نمىگردد و ساختمان آن به ميل و نقشه كسى نبوده است. باور داشتند جهان مصنوع خداوند است، نه ما آدميان. غايت اين عالم و ساختمان آن و وجود ما انسانها، همه و همه، مقدَّر به دست تقدير الهى است. به گفته حافظ: چو قسمت ازلى بىحضور ما كردند/ گر اندكى نه به وفق رضاست خرده مگير. همه چيز را از خدا مىدانستند. از اين رو، حتّا رويدادهاى، به ظاهر ناخوشايند را، خوشايند مىديدند. بانوى كبرى زينب (س) در پاسخ سخنِ ابن زياد كه گفت: كار خدا را با خاندانت چگونه ديدى؟ فرمود: جز زيبايى نديدم، «مارَأَيتُ الّاجميلًا».[١]
|
به جهان خرّم از آنم كه جهان خرم از اوست |
عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست |
|
|
به حلاوت بخورم زهر كه شاهد ساقيست |
به ارادت ببرم درد كه درمان هم از اوست |
|
|
غم و شادى بر عارف چه تفاوت دارد |
ساقيا باده بده شادى آن، كاين غم از اوست |
|
(سعدى)
اولياى بزرگ خداوند، در بخشى از آموزههاى تربيتى خود، چهره حقيقى دنيا را به ما شناساندهاند، تا در برابر حوادث ناگوار آن نلرزيم، امام صادق (ع) فرمود:
[١] - مقتل الحسين، ج ٢، ص ٤٢