اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٨١ - زنام و نشان و گمان برتر است
خود پردههايى براى معانى و مدلولات آنها هستند. با اين كه الفاظِ موضوعه براى نشان دادنِ مدلولاتاند، امّا در عين ايفاى اين نقش، خود ساتر و حجاباند.
پوششها و پردههاى فروهِشته بر موجودات، گاهى به لحاظ تعظيم و بزرگداشت است. مانند حجاب و پوششى كه سلطان يا پردهگيان در وراى آن است تا بدين وسيله از ابتذال مصون بمانند، و گاهى به لحاظ منّت است تا زشتىهاى نفرتانگيز، پنهان و پوشيده باشند؛ مانند هريك از آدميان كه خداوند زشتىها و پليديها و فاحشگىهاى (قاذوراتِ) آنها را مستور داشته است و با اين عنايت و مهرورزى آن را از منفور شدن در نظر ديگران رهايى بخشيده است و در پرتوِ اسم «الظّاهر» جمالها و زيبايىهاى آدميان را آشكار ساخته است كه فراز ذيل از دعاى دلانگيز و وجْدآورِ جوشنكبير يادآور چنين ستر و پوشش است:
يا مَنْ اظْهَرَ الْجَمِيلَ، يا مَنْ سَتَرَ الْقَبيحَ، يا مَنْ لَمْ يُوآخِذْ بِالْجَرِيرَةِ، يا مَنْ لَمْ يَهْتِكِ السِّتْرَ، يا عَظِيمَ الْعَفْوِ، يا حَسَنَ التَّجاوُزِ، يا واسِعَ الْمَغْفِرَةِ، يا باسِطَ الْيَدَينِ بِالرَّحْمَةِ، يا صاحِبَ كُلِّ نَجْوى، يا مُنْتَهى كُلِّ شَكْوى.[١] اى خدايى كه زيبايىها را آشكار مىكنى، اى خدايى كه زشتىها را مىپوشانى، اى خدايى كه آدميان را به گناه و جنايت بازخواست نكنى، اى خدايى كه پرده هيچكس نَدَرى، اى بخشش بزرگ، اى باگذشت نيكوكار، اى آمرزش فراگير، اى گشادهدستِ در رحمت، اى همرازِ هر سخنِ راز، اى مرجع نهايى هر شكوى.
گاهى فرونهشتنِ ستر، از باب رحمت است، مانند حجابهاى الهى ميان حق و خلق؛ چرا كه با نبودِ آن حجابها و پردهها، جملگى محو و فانى مىشدند. در حديث آمده است كه فرمود:
انَ للَّهِ سَبْعاً وَ سبعينَ حجاباً مِنْ نورٍ، لَوْ كَشَفَها لَاحْرَقَتْ سُبُحاتُ وَجْهِهِ مَا انْتَهى الَيْهِ بَصَرُهُ.[٢] خدا را هفتاد و هفت حجاب از نور است، كه اگر آنها
[١] - دعاى جوشنكبير، بندِ ٢٢
[٢] - علم اليقين فى اصول الدين، ج ١، ص ٢٢٩