اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٨٠ - زنام و نشان و گمان برتر است
كه سرزنشم كنى، به بزرگواريت، درگذر. اگر جز تو هركسِ ديگر [حتّا كودكى]، امروز از گناهم آگاه مىشد، هرگز، مرتكب نمىشدم، و اگر از شتابِ در كيفر مىهراسيدم، از آن دورى مىگزيدم، نه براى آن كه تو، در نظرم، سبكترين بينندگان و بىمقدارترين آگاهانى؛ بلكه از آن رو كه، اى پروردگارِ من! بهترينِ پوشندگان، و نيكوترينِ داوران، و بزرگوارترين بزرگوارانى، پوشاننده عيب و نقصها، و آمرزنده گناهان، و داننده نهانىهايى. گناه را، به بزرگوارى خود، مىپوشانى، و كيفر را به بردبارى خود، به تأخير مىافكنى.
مُوهَبَت سَتْر
موهبت ستر و پوشش در ميان آفريدهها، از جمله مهربانىها و بزرگوارىهاى خداى داناى حكيم در نظام هستى است. به يُمن حكمت خويش، ظاهر هر آفريدهاى را، به زيبايى ويژهاى، آراسته و باطنِ آنها را، با پرده ظاهر پوشيده داشته است كه بيننده را به شگفتى، وامىدارد، و اين عنايت و بزرگوارىاى است فراگير در همه آفريدهها و همه امور، كه برخى نسبت به برخى ديگر ساتر و پوششاند، بسانِ پردههايى، وراىشان امورى را مستور كردهاند. برترين پوششها اسم مبارك «الظَّاهِرِ» خداى تعالى است كه ساتر و پوشش اسم مبارك «الْباطِنِ» آن ذات مقدّس است. و ظلّ و پرتو گسترده اسم مباركِ «الظّاهر» قلبِ عبدِ مؤمن است كه سراپرده حقّ متعال است:
لايَسَعُنِى ارْضى وَ لاسَمائى وَلكِنْ يَسَعُنِى قلبُ عَبْدِىَ الْمُؤمِنُ.[١] نه زمين من و نه آسمانِ من گنجايش مرا، ندارد. امّا قلب بنده مؤمنم گنجايش مرا، دارد.
سراپردهگىِ قلب مؤمن، از آن روست كه جلوهگاهِ صورتهاى الهى است و ريشه در اعتقادات پاك و باورهاى حق دارند، و دل سراپردهاى است براى آن انوارِ فيض الهى كه دستيابى بدانها، جز از طريق الفاظ و عبارات نيست. و در حقيقت الفاظ و عبارات،
[١] - المحجّة البيضاء، ج ٥، ص ٢٦