اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٧٥ - زنام و نشان و گمان برتر است
گفت: شوخى كردم.
سخنان پاك و بىآلايش اين زن مسلمان در دل شب و در آن خلوت بيابان، روشنگر اين حقيقت است كه ايمان به خداوند و اعتقاد به احاطه علمى پروردگار دانا، چگونه ضامن اجراى قانون الهى است. و مىتواند در شب تار و در بيابان خلوت مرد باايمانى را از كار زشت و منافى عفت بازدارد. آيا چه نيرويى، جز ايمان به خداىِ دانا، در وجودِ يوسف (ع) بود، كه در آن خانه خالى بىسرپرست؛ آن جا كه، براى رسيدن به كام دل، هرچيز كه دل را مىربود، فراهم بود، او را از گناه بازداشت و سبب شد تا همه فرمانها را زيرپا نِهد، و تنها يك فرمان را پيروى كند؛ يعنى فرمان خدا را؟ و سدّى بزرگ و آهنين، در برابر تمايلات بشرى و حيوانى خود بسازد و پيروزى انسانيت را بر حيوانيت، به جهان بشرى اعلام كند. آرى نبرد با دشمن دشوار است، و نيز با دوست دشوارتر و صعبتر و سختتر، و نبرد با خويشتن ناممكن، ولى اين يوسف بود كه ناممكن را، در پرتوِ ايماناش، ممكن ساخت و به عرصه وجود آورد و واقعيت بخشيد و با خود جنگيد و پيروز شد. براى همين، تقاضاى بانوى مصر را، كه نامش در منابع اسلامى «زليخاست»، چنين پاسخ داد:
مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوَايَ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ.[١] به خدا پناه مىبرم، او پرورنده من است، جايگاه مرا نيكو داشته است. بىگمان ستمكاران، رستگار نمىگردند.
آرى، اين نقشِ شگفتِ ايمان به چنين خدايى است، كه آدمى را به انجام وظيفه انسانى و تكليف دينىاش وامىدارد؛ ايمان به خدايى كه نهان و آشكارِ آدمى، براى او آشكار است.
براى همين، فرمود:
اتَّقُوا مَعاصِىَ اللَّهِ فِى الْخَلَواتِ فَانَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحاكِمُ.[٢] از نافرمانى خدا در نهانها بپرهيزيد، چه آن كه بيننده است همو داورى كننده است.
لاتَهْتِكُوا اسْتارَكُمْ عِنْدَ مَنْ يَعْلَمُ اسْرارَكُمْ.[٣] پردههاى حرمت خويش نزد آن
[١] - يوسف، آيه ٢٣
[٢] - نهجالبلاغه، حكمت ٣٢٤
[٣] - همان، خطبه ٢٠٣