اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٧٤ - زنام و نشان و گمان برتر است
قانون تعطيل مىشود. ولى در جوامع دينى كه مردم به خداوند و گستره و ژرفايى علم او ايمان دارند و او را حاكم بر همه كارها و انديشهها و نيّتهاى نيك و بد خويش مىدانند هميشه و همهجا، مراقب اعمال خود هستند؛ زيرا مىدانند خداوند به همه چيز عالم و آگاه است:
يَعْلَمُ ما بَيْنَ ايْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ.[١] آن چه پيش رو و آن چه از پشت سر ايشان است مىداند.
آرى، به آشكار و پنهانِ آدميان و به اكنون و آينده ايشان؛ يعنى به آن چه براى ايشان موجود و حاضر است و به آن چه از ايشان نهان و ناپيداست، آگاه است. از اين رو، مىدانند كه نمىتوانند در پيشگاهِ ربوبى حقايق را واژگونه كنند و كارهاى نادرست خود را، از خدايى كه: يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ.[٢] آن چه نهان مىدارند و آن چه آشكار مىكنند، مىداند، خدايى كه «يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا.[٣] آنها را كه در قرارگاه خويشاند- چون ماهى در دريا- و آنها را كه در جايگاهِ موقّتاند- چون پرنده در فضا و جنين در رحم- همه را مىداند، و خدايى كه: يَعْلَمُ السِّرَ وَ اخْفى. نهان و نهانتر را نيز مىداند، و خدايى كه: يَعْلَمُ خائِنَةَ الْاعْيُنِ وَ ما تُخْفِى الصُّدُوُرُ. خيانت چشمها- دزديده نگريستن- و آن چه را سينه پنهان مىدارند، مىداند، پنهان بدارند و خويشتن را از محاسبه و كيفر الهى مصون دارند، خَرَجَ اعْرابِىٌّ بِاللَّيْلِ فَاذاً بِجاريةٍ جَمِيلَةٍ فَراوَدَها. فَقالَتْ اما لَكَ زاجِرٌ مِنْ عَقْلِكَ، اذا لَمْ يَكُنْ لَكَ واعِظٌ مِنْ دِينِكَ؟ فَقالَ وَ اللَّهِ ما يَرانا الّا الْكَواكِبُ. فَقالَتْ لَهُ، يا هذا:
وَ ايْنَ مُكَوكِبُها؟ فَاخْجَلَهُ كَلامُها فَقالَ لَها انَّما كُنْتُ مازِحاً. شبى از شبها باديهنشينى، با زنِ جوان زيبايى، رو در رو شد و از او خواست تا با وى بياميزد. زن گفت: اگر در نهايت، تو را واعظ دينى نيست، آيا عقل تو، تو را از اين كار زشت و ناپسند باز نمىدارد؟ مرد صحرايى در پاسخ او گفت: به خدا سوگند، جز ستارگان آسمان كسى ما را نمىبيند. زن گفت: پس ستارهآفرين، يعنى خدا كجاست؟ مرد صحرايى از شنيدنِ اين سخن، شرمسارانه
[١] - بقره، آيه ٢٥٥
[٢] - نحل، آيه ٢٣
[٣] - هود، آيه ٦