اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٣٣ - زنام و نشان و گمان برتر است
گناه واز عقوبتِ آن. همچنان كه امام سجاد (ع) آموخت، تا خود و دوستان و بستگانش و همه دوستداران او و مؤمنانِ به آيينى كه او شارح و تبيين كننده آن است، همواره در انديشه آزادى خويش باشند: وَ اعْتِقْ رِقابَنا مِنْ نَقِمَتِكَ. اى خداى بزرگ، كه پادشاهى و قلمروِ فرمانروايىات گستره نهايتناپذير هستى است و روزگارِ پادشاهىات را پايانى و زوالى نيست، ما بندگان، در بندِ بندهاى بندگى تو هستيم، حتّا آنگاه كه شيطان و نفسِمان صحنه گناه را بر ما آراستهاند و ما در آن فرو غلتيدهايم، در قلمروِ حكومت توايم؛ چرا كه:
لايُمْكِنُ الْفِرارُ مِنْ حُكُومَتِكَ،[١] و به هرجا كه بگريزيم در ملك تو خواهيم بود و اگر بازِمان گردانند جز به سوى تو بازگشتى نخواهيم داشت: هَلْ يَرْجِعُ الْعَبْدُ الآبِقُ الّا الى مَولاه.[٢] براى همين ما را پناهى جز تو نيست: امْ هَلْ يُجِيرُهُ مِنْ سَخَطِهِ احَدٌ سِواهُ.[٣] فقير و خسته به درگاهت آمدم رحمى/ كه جز ولاى تو ام نيست هيچ دستاويز. (حافظ)- بر محمد و دودمانش درود فرست و ما را از عذاب خويش بِرَهان. پس آن چه كه در بيدارى شب و به هنگام نماز و نيايش، دردمندانه از خداوند طلب مىكنند آزادى از عذاب الهى است؛ چرا كه با تأمّل در آيات خداوند دريافتهاند كه همه بدبختىها و نكبتهاى فردى و اجتماعى، ريشه در گناهانى دارد كه آدميان مرتكب مىشوند. امام باقر (ع) فرمود:
ما مِنْ نَكْبَةٍ تُصِيبُ الْعَبْدَ الّا بَذَنْبٍ.[٤] هيچ بدبختى و مصيبت و خوارى دامنگير آدمى نمىشود مگر به سبب گناهى كه مرتكب مىشود.
گفتهاند: انسان داراى شعور است. شعور يعنى چه؟ چه چيزى در وجود انسان است كه آن را شعور مىنامند؟ در وجود انسان خاصيّتى است كه آن چه را در اطراف خود درك مىكند و از حوادثى كه در پيرامونش رخ مىدهد، آگاه مىشود؛ يعنى با چشمش ديدنىها- رنگها و شكلها و مسافتها- را مىبيند و با گوشش شنيدنىها- آوازها- را مىشنود و با بينىاش بوييدنىها را مىبويد و با دهانش چشيدنىها- مزهها- را مىچشد و با همه بدنش سرما و گرما و ترى و خشكى و نرمى و خشونت و سبكى و سنگينى را حسّ مىكند
[١] - دعاى كميل
[٢] - مناجات تابئين
[٣] - همان
[٤] - اصول كافى، ج ٢، ص ٢٦٩