اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٣٢ - زنام و نشان و گمان برتر است
آزادى و رهايى، مطلوبِ مهمّ اولياى خداوند
وَ اعْتِقْ رِقابَنا مِنْ نَقِمَتِكَ. ما را از عذاب خويش برهان.
يكى از ويژگىهاى برترِ پارسايان و بندگانِ صالح اين است كه همواره از خداى بزرگ آزادى و رهايى خويش را مىطلبند:
امَّا اللَّيْلَ فَصافُّونَ اقْدامَهُمْ تالِينَ لِاجْزاءِ الْقُرآنِ يُرَتِّلُونَهُ تَرْتيلًا يُحَزِّنُونَ بِهِ انْفُسَهُمْ وَ يَسْتَثِيرُونَ بِهِ دَواءَ دائِهِمْ. وَ تَهِيجُ احْزانُهُمْ بُكاءاً عَلى ذُنُوبِهِمْ، وَ وَجَعِ كُلُومِهِمْ وَ جَراحِهِمْ. فَاذا مَرُّوا بآيَةٍ فِيها تَشْويقٌ رَكَنُوا الَيْها طَمَعاً وَ تَطَلَّعَتْ انْفُسُهُمْ الَيْها شَوْقاً وَ ظَنُّوا انَّها نُصْبَ اعْيُنِهِمْ. وَ اذا مَرُّوا بِآيَةٍ فِيها تَخْوِيفٌ اصْغَوا الَيْها مَسامِعَ قُلُوبِهِمْ وَ ظَنُّوا انَّ زَفيرَ جَهَنَّمَ وَ شهِيقَها فِى اصُولِ آذانِهِمْ فَهُمْ حانُونَ عَلى اوْساطِهِم وَ مُفْتَرِشُونَ جِباهَهُمْ وَ اكُفَّهُمْ وَ اطْرافَ الْاقدامِ يَطْلُبُونَ الَى الْعَظيم فِى فَكاكِ رِقابِهِم.[١]
امّا شب هنگام پرهيزگاران به نماز برپا ايستند و آيات قرآن را به آرامى و انديشه باز خوانند. دلِشان را بدان اندوهگين دارند و آن را درمان درد خويش گردانند و غمهاىشان را به سبب جدايى از مبداء (يا گناه ديگر) برانگيزند و بر گناهان خويش زار بگريند و زخمهاى دلِ ريششان به درد آيد. چون به آيهاى كه در آن تشويقى است بگذرند، بدان دل سپارند و جانِشان از شوق سر بر آرد و پندارند كه آن وعده را فراروىِ خود عيان دارند و چون به آيهاى كه در آن بيمى است بگذرند آن را به گوشِ دلِ خويش بشنوند و پندارند كه طنين دم برآوردن و دم فرو كشيدنِ دوزخ در بُنِ گوش آنان است. آنان كمرِ طاعت دو تا كرده و به سجود، پيشانىها و كفها و سرِ انگشتان بر زمين نهاده از خداى بزرگ آزادى خويش را درخواست دارند.
آرى، آزادى و رهايى خويش را از خداى بزرگ، مىطلبند. آزادى و رهايى از چه؟ از
[١] - تحف العقول، ص ١٥٩