اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٣٤ - زنام و نشان و گمان برتر است
و از اين حوادث آگاه مىشود. حال كه انسان داراى شعور است آثار اين شعور و توجّه چيست؟ آثارش اين است كه انسان در كارهايى كه انجام مىدهد، حسابگر است؛ مىسنجد، محاسبه مىكند و مىانديشد. مثلًا: هنگامى كه راه مىرود، بر پايه حساب و سنجش گامها را برمىدارد و مىگذارد. هيچگاه از لب بام گامهايش را به پايين نمىنهد.
البته، در اين محاسبه و سنجش، چنان سريع عمل مىكند كه پنداشته مىشود بىتوجه و بدون انديشه و محاسبه عمل كرده است؛ مانند گويندهاى كه با سرعت سخن مىگويد و در همان حال سخنانش را مىسنجد و حسابگرانه بر زبان جارى مىكند. امّا از آنجا كه سخن گفتن بسيار سريع انجام مىگيرد به دستگاه خودكارى مانند است كه بدون توجه و شعور، كارش را انجام بدهد. حاصل آن كه، شعور، همان توجه است و آثار شعور، عبارت از نظم و حساب و سنجش. از اين رو، اگر در سراسر جهان اثر شعور را ببينيم؛ يعنى در جهان نظم و حساب و سنجش را ببينيم، ناگزير درمىيابيم كه در همه جهان شعور و توجه هست.
اگر مىگوييم كه در همه جهان شعور وجود دارد، بدان معنا نيست كه در عالم موجودى به شكل و قواره انسان، به بزرگى آسمانها و زمين و داراى دو چشم كه مىبيند و دو گوش كه مىشنود و همين طور .... و اساساً، لازم نيست، هرجا شعور و درك است، مانند آدمى داراى چشم و گوش باشد، بلكه مقصود اين است كه، اگرچه بر همه جهان وقوف نداريم، امّا به هر بخش از جهان كه واقف شويم، نظم و حساب و تعادل و توازن را در آنجا مىبينيم و اينها، آثار شعور و توجه است. بنابراين جهان دستگاهِ بىشعور و بىتوجه نيست؛ بلكه در همه اجزاى جهان و در سراسر عالم شعور و توجه سرشار است.
|
گر ترا از غيب چشمى باز شد |
با تو ذرّات جهان همراز شد |
|
|
جمله ذرّات عالم در نهان |
با تو مىگويند روزان و شبان |
|
|
ما سميعيم و بصيريم و خوشيم |
با شما نامحرمان ما خامشيم |
|
|
چون شما سوى جمادى مىرَويد |
محرم جانِ جمادان، چون شويد؟ |
|
|
از جمادى، عالَمِ جانها رويد |
غلغلِ اجزاى عالم بشنويد |
|
|
فاش تسبيح جمادات آيدت |
وسوسه تاويلها نربايدت[١] |
|
[١] مثنوى دفتر سوم بيت ١٠١٩ ١٠٢٥