اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٣٠ - زنام و نشان و گمان برتر است
ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ خالِقُ كُلِّ شَىءٍ لاالهَ الّا هُوَ فَانّى تُؤفَكُونَ.[١] اين است، خداوند، پروردگار شما، آفريننده هر چيز، كه هيچ خدايى جز او نيست؛ پس چگونه [از حق] بازگردانده مىشويد؟
لَهُ مَا فِي السَّموَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ.[٢] آن چه در آسمانها و زمين است از آنِ اوست.
يعنى هر موجودى كه «شَىء» بر آن صادق آيد، آفريده و مملوك خداوند است و ذاتش به او پايدار و وابسته به اوست و هيچ گونه استقلالى ندارد. چنان كه هستىِ معلول با همه هويّت و شئوناتى كه دارد، از آنِ علّت تامّه و وابسته به اوست. بنابراين، هيچ چيز در عالم، به هر شكل، نمىتواند مانعِ تصرّفِ خداوند در آفرينش باشد و اين معناى اطلاقِ مالكيت خداوند بر جهان هستى است و دليلِ مَلِك مطلق بودن و اطلاقِ فرمانروايى او، بر جهان است. موجودات عالم برخى مالك برخى ديگرند مانندِ سببها كه مالك مسبَّبْها هستند. و هر موجودى مالك قواى ادراكى و تحريكى خويش است. انسان كه مالك اعضا و قواى خويش است، و قواى او نيز مالكِ كارهاى خويشاند و خداى تعالى مالك همه چيز، از جمله همه اينهاست. پس اوست كه مالك همه مالكها و سبب همه سببها و علت تامه همه علتهاست و اين همان معناى مَلِك بودن خداست؛ مَلِكِ على الاطلاق:
«لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ».[٣] آنچه گفته شد، درباره «مِلْك و مُلْكِ» حقيقى بود. و همين طور، مِلك و مُلكِ اعتبارى نيز در مورد خداى تعالى رواست؛ زيرا هرچيزى مالك هرچه هست، از آنِ خداست. و اگر خداوند مالك آنها نبود، نمىتوانست آن را تمليك ديگرى كند؛ چرا كه «فاقدِ شَىء مُعْطِى شَىء» نمىشود «ذات نايافته از هستى بخش/ كى تواند كه شود هستى بخش». همچنان كه فرمود:
وَ آتُوهُمْ مِنْ مالِ اللَّهِ الَّذِى آتاكُمْ.[٤] و از مال خداوند (زكات) كه به شما بخشيده است، به آنان (بردگان) [براى كمك به بازخريدِشان] بدهيد.
[١] - غافر، آيه ٦٢
[٢] - بقره، آيه ٢٥٥
[٣] - تغابر، آيه ٢
[٤] - نور، آيه ٣٣