اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٢٥ - زنام و نشان و گمان برتر است
او را نظير علم و اراده و قدرت بشر محدود دانسته و نسبت ظلم در كارها و جهل در احكام و نظير اين ياوهسرايىها را به ساحت قدس او روا مىدارند، كه همه اينها از مصاديق بارز و آشكار «الحاد» است. الحاد، پرتگاه مخوفى است كه حتّا انسان امروزى نيز در آن فرو افتاده است؛ انسانى كه به گمان خود، خويشتن را از اسارت آسمان رهانيده و زمين را خانه و كاشانه خود مىداند. انسانى كه زمين را نه هم چون طبيعت بكرى كه خودش پژواكى از بهشت است، بلكه همچون جهانى تصنعى و آفريده دست خود مىداند كه به او امكان مىدهد، تا خداوند و واقعيت باطنى خود را به دست فراموشى بسپارد.
چنين انسانى زندگى را همانند تجارتخانه بزرگى مىبيند كه آزاد است در آن پرسه بزند و اشيايى را به خواست خود برگزيند. او كه درك و فهم امر قدسى را از كف داده است، در ناپايدارى و بىقرارى مستغرق گشته و طوق بندگى طبيعت نازله خود را، كه در عين گرفتار بودن در قيد و بند آن آزادىاش مىانگارد، بر گردن انداخته است. انسانى كه جريان رو به نزول دور تاريخ بشرى را منفعلانه دنبال مىكند و در عين حال با اين ادّعا كه بدين وسيله تقدير خاص خودش را رقم زده است، احساس غرور مىكند.[١]
گروه سوم، آنها هستند كه اسماء و صفاتى را براى خداوند قايلاند كه استنادِ معانى آنها، سزاوار ساحت قدس الهى است؛ يعنى معانى آن اسماء و صفات، بيانگر كمال براى خداوند و حاكى از نفى هرگونه نقص و كاستى و زشتى از ساحت اوست. در حقيقت بازگشت اين سه گروه ياد شده، به دو گروه است:
١- آنها كه خدا را به اسماى حسنا و صفات والا مىخوانند و او را پروردگارِ «ذُوالجلالِ و الاكرام» دانسته و در آستانِ بندگىاش معتكفند و نسبت ظلم و ناروا به ساحت قدس او روا نمىدارند، اينان راهيافتگانند؛ كه راه توحيد را شناخته و به سوى مقصد حقّى كه در پيش دارند، رهسپارند.
وَمِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ.[٢] و از آنان كه بيافريديم گروهى هستند كه [مردم را] به حق راه مىنمايند و بدان [وسيله] به عدل و داد رفتار مىكنند.
٢- آنها كه در اسماء و صفات خداوند الحاد ورزيده، كژراهه مىروند و آفريدهها را
[١] - معرفت و معنويت، ص ٣٢٨
[٢] - اعراف، آيه ١٨١