اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٦٠ - پيروان رسولان و تصديقكنندگان ايشان
ترديدى نيست، از سوى پروردگار جهانيان است.
هرچه دارد از آسمان دريافته است. پيامبر گرامى اسلام ٦، هيچگاه از سر هوا و هوس سخن نگفت و قرآن مجيد جز وحى نيست كه بر او وحى شده است و به تعبير قرآن آن فرشته بسيار توانمند به او آموخته است: «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى. إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى.
عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى.[١] با اين همه، دين اسلام، پيام خويش را، مؤكّداً، حامِلِ مُهرِ خاتميّت مىداند. اسلام، خود را هم دين ازلى، يعنى بازگشتى به دين اوليّه، و هم آخِرين دين مىداند؛ قرآن نيز پيامبر اسلام را «خَاتَم الأنبياء» مىنامد. در حقيقت هم، با گذشت چهارده سده از ظهور اسلام، تاريخ مؤيّد اين ادّعا بوده است؛ زيرا در طول همه اين دوران، هيچ تجلّى جامع ديگرى از حقيقت، مانند تجليّاتى كه منجر به پيدايش اديان بزرگ آسمانى گرديد، در كار نبوده و قهراً نخواهد بود. نبوّت را ظهور از آدم آمد/ كمالش در وجود خاتم آمد (شيخ محمود شبسترى):
مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِن رِّجَالِكُمْ وَلكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً.[٢] محمد، پدر هيچيك از مردان شما نيست امّا فرستاده خداوند و واپسينِ پيامبران است؛ و خداوند به هرچيزى داناست.
دو مشخّصه اوّلين و آخِرين دين بودن، سبب شده است كه اسلام، از ويژگى كليّت برخوردار گردد و اين قابليت را داشته باشد كه اين همه پيروانش را به لحاظ عقلى و فرهنگى جذب خود كند. همچنين، اسلام حضور پيامبران سَلَف مثلًا ابراهيم، موسى و عيسى را زنده نگهداشته است. به گونهاى كه نقش آنها در عالم اسلام به لحاظ معنوى بسى بيشتر از نقشى است كه ابراهيم و موسى در جهان مسيحيّت ايفا مىكند. مسلمانانِ باتقوا، هرگز در اين انديشه نيستند كه پيامبر گرامى ٦ را بستايند و به پيامبران پيش از او- به خصوص آنهايى كه نامشان در قرآن آمده است- بىاحترامى كنند. امّا بر اين باورند كه پيامبر ٦ به تعبير حِكْمى، هم آغاز دور نبوى و هم پايان آن است و در مقام «خاتَم الْانبياء»، به لحاظ جوهرى و درونى، رسالت همه پيامبران را بر دوش دارد. سروده شيخ
[١] - نجم، آيه ٣- ٥
[٢] - احزاب، آيه ٤٠