اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٥٥ - پيروان رسولان و تصديقكنندگان ايشان
كمالخواهى مىگردد. از سوى ديگر، ابزارى كه براى شناخت در اختيار او قرار گرفته است، در پىريزىِ برنامهاى همهجانبه براى زندگى اين جهانى نيز، ناكارآمد است، چه رسد به اين كه بتواند زندگى آن جهانى او را باز نمايد. از اين رو، توجه به حكمت الهى ما را به منبعى ديگر از معرفت رهنمون مىگردد كه منابع دينى آن را با نام «وحى» ياد كردهاند. پيامبران الهى با برخوردارى از اين موهبت ويژه، هدايت آدميان را به عهده گرفتند.[١]
على (ع) فرمود:
انَّ اللَّه- تَبارَكَ وَ تَعالى- لَمَّا خَلَقَ خَلْقَهُ ارادَ انْ يَكُونُوا عَلى آدابٍ رَفِيعَةٍ، وَ اخْلاقٍ شَرِيفَةٍ، فَعَلِمَ انَّهُمْ لَمْ يَكُونُوا كَذلِكَ الّا بِانْ يُعَرِّفَهُمْ مالَهُمْ وَ ما عَلَيْهِمْ، وَ التَّعْرِيفُ لايَكُونُ الّا بِالْامْرِ وَ النَّهْىِ، وَ الْامْرُ وَ النَّهْىُ لايَجْتَمِعانِ الّا بِالْوَعْدِ وَ الْوَعيدِ، وَ الْوَعْدُ لايَكُونُ الّا بِالتَّرْغِيبِ، وَ الْوَعِيدُ لايَكُونُ الّا بِالتَّرْهِيبِ، وَ التَّرْغِيبُ لايَكُونُ الّا بِما تَشْتَهِيْهِ انْفُسُهُمْ وَ تَلَذُّ [بِهِ] اعْيُنُهُمْ وَ التَّرْهِيبُ لايَكُونُ الّا بِضِدِّ ذلِكَ.[٢] چون خداوند- تبارك و تعالى- آدميان را بيافريد، از آنان رفتار پسنديده و خلق و خوى شايسته مىخواست و مىدانست كه اين مقصود، جز با شناساندن سود و زيانشان برآورده نمىگردد و اين شناخت تنها از راه امر و نهى تحقق مىپذيرد و امر و نهى با وعده به بهشت و به ترساندن از دوزخ كامل مىگردد. و وعده و وعيد راغب كردن به بهشت و ترساندن از دوزخ است. و كمال ترغيب جز آن چه دلها بخواهد و چشمها لذت برد نخواهد بود، و ترساندن مقابل آن است.
بدين سان، خداوند راه هرگونه عذرآورى را مىبندد: رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ.
اميرمؤمنان، با اشاره به اين كه هيچگاه زمين خالى از حجت نبوده و نخواهدبود،[٣]
[١] - براى توضيح بيشتر به دانشنامه امام على، ج ٣، مقاله بعثت و نبوت رجوع شود
[٢] - نهج السعاده فى مُسْتَدْركِ نهجالبلاغه، ج ٣، ص ١١٣
[٣] - نهجالبلاغه، حكت ١٤٧