اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٢ - زمانه بعثت
زمانه بعثت
وَ الْحَمُدللَّهِ الَّذى مَنَّ عَلَيْنا بِمُحَمَّدٍ نَبِيِّهِ ٦ دوُنَ الامَمِ الْماضِيَةِ وَ الْقُروُنِ السَّالِفَةِ بِقُدْرَتِهِ الَّتى لا تَعْجِزُ عَنْ شَىٍ وَ انْ عَظُمَ وَ لا يَفُوتُها شَىءٌ وَ انْ لَطُفَ، فَخَتَمَ بِنَا عَلى جَميِعِ مَنْ ذَرَأ وَ جَعَلَنا شُهَداءَ عَلى مَنْ جَحَدَ وَ كَثَّرَنا بِمَنِّهِ عَلى مَنْ قَلَّ. سپاس و ستايش خداى راست كه نعمتِ وجود (بعثت) محمد ٦ پيامبر خويش را بر ما منّت نهاد [و ارزانى داشت]؛ نه بر امتهاى گذشته و روزگارانِ پيشين، [كه از آن بىبهره بودند.] با همان قدرتى كه از هيچ چيزى [و كارى]- هر چند سترگ- فرو نمىمانَد، و هيچ چيز [و كارى]- هر چند خُرد و ظريف- از نگاهِ تيز او بِدَر نمىشود. از اين رو، [او را سرآمد و پايان بخش پيامبران و] ما را سر آمد و پايان بخش همه آفريدگانش [از امتها] قرار داد و بر منكران گواه گرفت، و در پرتو فضل خويش بر ايشان كه شمارِشان اندك بود، فزونى بخشيد.
مَنَّ عَلَيْهِ بِكذا، با فلان چيز بر او منّت نهاد، آن چيز را به او بخشيد، به او نيكى كرد.
احسان و نيكويىهايى را كه بر او كرده بود بر شمرد و به رُخش كشيد. فعل ماضى از مصدر «الْمَنّ»: منّت نهادن، به رخ كشيدن. مَنَّ، اسم مصدر: اندازه، ارزش، سنگين، نعمت ارزشمند و وزين، نعمتى كه تهيديستى را از ميان مىبَرد. نيز به معناى منّت نهادن به زبان، يعنى به