اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٧٦ - مفهوم عرش و كرسى
رو به سوى خلق دارد] و طلوع هر پديده نو و بديع و پيدايش همه موجودات از آن دَرْ است، و عرش در نهان است [كه رو به سوى حق دارد]؛ يعنى علم به كيفيت موجودات و علم به هستى آنها و اندازه و حدّ و مكان، و همچنين است مشيت، وصف و اراده ... و علم به آغاز موجودات و انجام آنها همه از آن جانب است.
پس عرش و كرسى به لحاظ علم دو درِ مقرون به يكديگرند؛ چراكه مُلكِ عرْش، غير از ملك كرسى است و علم آن نهانتر، از علم كرسّى است. از اين رو، خداى تعالى فرمود:
«ربُّ العرش العظيم»؛ يعنى خداوند پروردگار عرش است كه از كرسى بزرگتر است و با اين كه نزديك به كرسى است ويژگىهايش از ويژگىهاى كرسى برتر است.
علّامه طباطبايى در توضيح پارههايى از اين حديث گويد: اين كه فرمود: «انَّ لِلْعَرْشِ صِفْاتٌ كثيرةٌ» يعنى عرش جايى است كه تدبير كار جهان از آنجا آغاز مىشود. و تعبير «هذا مُلْكُ الكَيْفُوفية» يعنى علم به علل و اسباب نهايى موجودات؛ چراكه در عرف لغت، لفظ «كيف» در دو جا به كار مىرود: يك، در سؤال از چگونگى و صفات و عوارض اشيا.
دو، در سؤال از هستى و پيدايش آنها و در تعبير «ثم العرش فى الوصل متفردٌ من الكرسى لانهما بابان من اكبر ابواب الغيوب ...» مقصود امام آن است كه واژه «عرش» و «كرسى» از آن حيث كه هر دو غيب و نهان و منشأ و اساس پيدايش موجودات اند، مانند يكديگرند؛ ليكن هرجا كه هر دو با هم ياد شوند متفاوتند، يعنى هر يك مرتبهاى از غيب را مىفهماند؛ چراكه مقامِ غيب، با اين كه يك مقام است داراى دو دَر است: يك دَر، درِ ظاهر كه رو به سوى مخلوق دارد و متّصل به آن است، درِ ديگرِ، درِ باطن و فراتر از آن است و اين كه فرمود: «لانّ الكرسىّ هو الباب الظاهر ...» يعنى طلوع و ظهور موجودات بديع و نوپديد و بىسابقه از جانب كرسى است و چون آفرينش، بديع و بىسابقه است، بنابراين همه آفرينش از آن جانب است.[١]
ماحصل پيشگفتهها درباره «عرش» و «كرسى»، اين است كه دركِ كامل اين قبيل مفاهيم و حقايقى از اين دست، كه در مباحث الهيّات قرآن مطرح است جز از طريق آورنده وَحى و كسانى كه در آغوش آموزههاى وحى ذهن و دلشان باليده است و به دور
[١] - همان