اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٢٦ - خوشا آنان كه سر بر خاك اويند
نفيسترين آنها است. و در روزگار ما از فنون راقى و هنرهاى متعالى است و بخشى از دانشهايى است كه در دانشگاههاى بزرگ دنيا تدريس مىشود. تدبير نيكو در رهبران و فرماندهان تنها يك وسيله نيست؛ بلكه در ذات خود نوعى پيروزى است. و اما محمّد ٦ آن چه براى او ناخوشايند و زحمتافزا و راز سقوط و رمز انحطاط است، تدبير ناصحيح جامعه به ويژه جامعهاى است كه بر پايه تعاليم وحى تأسيس شده است. از اين رو، همواره و در مواضع گوناگون و مناسبتها، نسبت به رهبرى جهان اسلام و تدبير جامعه و شيوه سلوك حاكمان هشدار مىداد. در سخنى، به تصريح، نگرانى خود را در اينباره ابراز فرمود:
انِّى ما اخافُ عَلى امَّتىِ الْفَقْرَ وَ لكِنْ اخافُ عَلَيْهِمْ سوُءَ التّدْبيرِ[١] من از فقر و تهيدستى بر امت خويش بيمناك نيستم. وليكن از فقر فكرى و اداره ناصحيح آنان در هراسم.
او خود در تدبير جامعه بزرگترين پيشواى جهان است و هيچ كس به پايه او نرسد. او فنّ مديريّت و هنرِ تدبير جامعه خود را پيش از بعثت نياموخته بود، و با كسى كه از اين دانش و هنر برخوردار باشد ديدار نكرده بود، وليكن در حسن تدبير و هنر اداره جامعهاش همانندى نداشت. او قومى را تدبير كرد كه از انسانيت دورترينها بودند، و جامعهاى را سامان داد كه منحطترين جامعهها بود. مانند حاكمان نظامى فرمان نمىراند، و چون مستبدان خود رأى و ديكتاتورها يكهتاز نبود. او مردم را به راه انسانيت ارشاد مىكرد، به حق و رشد و بالندگى فرامىخواند. او توانست در پرتو آموزههاى وحيانى، جامعه «اعْلَونْ (برتر)» بسازد و از ميان نادانترين مردم انسانهاى نمونه تربيت كند. محمد ٦ يك مردمشناس خبيرى بود، و اين مردمشناسى فضيلتى بزرگ و كرامتى والاست كه مىسِزد يكى از دانشها شمرده شود، و در دانشگاههاى بزرگ تدريس گردد. محمد ٦ در اين ويژگى، برترين مردم بود، و آشناترين آنها به انسانها و خصايص روحى آدميان. مىدانست چه كسى براى چه كارى شايسته است. ابوذر را كه قِدّيسِ اكبر و پيشتاز در اسلام بود به فرماندهى ارتش منصوب نكرد. همچنان كه جوانمردى چون اسامه را منصب قضاوت
[١] - عوالى اللئالى، ج ٤، ص ٣٩