الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٢٢ - باور صحيح تفكّر «تقدير- تلاش»
انس بن مالك مىگويد: روزى كسى از پيامبر (ص) پرسيد: شترم را ببندم و توكّل كنم، يا رها كنم و توكّل كنم؟ پيامبر (ص) فرمود: «ببند و توكّل كن».[١١٧٠]
بايد با توكل، زانوى شتر را بست. به همين جهت، امام صادق (ع) نيز مىفرمايد:
اعقِل راحِلَتَك وتَوَكّل.[١١٧١]
زانوى شترت را ببند و توكّل كن.
همچنين در زمان پيامبر (ص) هنگامى كه آيه شريف (وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً* وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ)[١١٧٢] نازل شد، گروهى درها را به روى خود بستند و رو به عبادت آوردند و گفتند: ديگر روزى ما تأمين شد! وقتى اين خبر به گوش پيامبر (ص) رسيد، آنان را خواست و به آنان فرمود: «چه چيزى شما را به اين كار واداشت؟». گفتند: اى پيامبر خدا! خدا روزى ما را به عهده گرفت و ما هم، رو به عبادت آورديم!» پيامبر (ع) به آنان فرمود: «هر كه چنين كند، دعاى او مستجاب نمىشود. بر شما باد به طلب روزى!».[١١٧٣]
عمر بن يزيد، به امام صادق (ع) مىگويد: كسى گفت: حتماً درون خانه مىنشينم و نماز مىخوانم و روزه مىگيرم و پروردگارم را عبادت مىكنم؛ امّا روزىام خواهد رسيد! امام صادق (ع) فرمود: «اين، يكى از همان سه گروهى است كه دعايشان مستجاب نمىشود».[١١٧٤]
همچنين در حديث ديگرى آمده كه امام (ع) فرمود:
أرَأَيتَ لَو أنَّ رَجُلًا دَخَلَ بَيتَهُ وأغلَقَ بابَهُ أكانَ يسقُطُ عَلَيهِ شَىءٌ مِنَ السَّماءِ؟[١١٧٥]
آيا گمان مىكنى اگر كسى داخل خانه خود شود و درِ آن را ببندد، از آسمان، چيزى بر او مىافتد؟
دعا نيز يكى از امورى است كه ممكن است به جاى تلاش بنشيند. پيش از اين، از دعا و درخواست از خدا به عنوان يكى از عوامل رضامندى ياد كرديم؛ امّا اين به معنى نفى كار و تلاش
[١١٧٠]. أنس بن مالك: قال رجلٌ: يا رَسولَ اللهِ! أعقِلُها وأَتَوَكَّلَ أو أطلِقها وأَتَوَكَّل؟ قال:« إعقِلها وَتَوَكَّل»( سنن الترمذى، ج ٤، ص ٧٧، ح ٢٦٣٦). نيز، ر. ك: شرح نهج البلاغة، ابن ابى الحديد، ج ١١، ص ٢٠١؛ مشكاة الأنوار، ص ٣١٩.
[١١٧١]. الأمالى، طوسى، ص ١٩٣؛ الأمالى، مفيد، ص ١٧٢؛ بحار الأنوار، ج ٧١، ص ١٣٧.
[١١٧٢]. سوره طلاق آيه ٢ و ٣.
[١١٧٣]. امام صادق( ع): إنَّ قَوماً مِن أصحابِ رَسولِ الله( ص) لَمّا نَزَلَت:\i( وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً* وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ)\E أغلَقوا الأبوابَ وأقبَلوا عَلَى العِبادَةِ وقالوا: قد كُفينا. فَبَلَغَ ذلِكَ النَبىَّ( ص) فَأرسَلَ إلَيهِم فقال: ما حَمَلَكُم على ما صَنَعتُم؟ قالوا: يا رسولَ اللهِ! تُكُفِّلَ لَنا بِأرزاقِنا فَأقبَلنا عَلَى العِبادَةِ! فَقالَ: إنَّهُ مَن فَعَلَ ذَلِكَ لَم يُستَجَب لَهُ، عَلَيكُم بِالطَّلَبِ!»( الكافى، ج ٥، ص ٨٤، ح ٥؛ كتاب من لا يحضره الفقيه، ج ٣، ص ١٩٢، ح ٣٧٢١).
[١١٧٤]. عمر بن يزيد: قُلتُ لأبى عبدِ الله( ع) رجلٌ قال: لأقعُدَنَّ فى بَيتى ولَأُصَلِّيَنَّ ولَأُصوَمَنَّ ولَأُعبُدَنَّ رَبّى، فأمّا رِزقِى فَسَيَأتينى. فَقالَ أبو عبدِ اللهِ( ع):« هذا أحَدُ الثَّلاثَةِ الَّذينَ لا يُستَجابَ لَهُم»( الكافى، ج ٥، ص ٧٧، ح ١).
[١١٧٥]. الكافى، ص ٧٨، ح ٢.