الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٨ - ٢ شادكامى در روان شناسى مثبت گرا
وى معتقد است كه مردم، اين اصطلاح را كاملًا درك مىكنند و در خصوص اين كه شادكامى، به هيجانات مثبت و رضايت از زندگى مربوط مىشود، نظر نسبتاً شفّافى دارند.[٩٧]
البته وى معتقد است علاوه بر اين دو جزء (عواطف مثبت[٩٨] و رضايت[٩٩])، جزء سومى نيز وجود دارد كه عبارت است از: فقدان افسردگى، اضطراب يا ديگر عواطف منفى[١٠٠].[١٠١] اين جزء در حقيقت، مربوط به بُعد هيجانها مىشود. البته از آنجا كه بر اساس تحقيقات، هيجانهاى مثبت و منفى، از يكديگر مستقل اند، نمىتوان آنها را در يك جزء قرار داد. بررسىها نشان داده كه وجود عواطف مثبت، به معناى فقدان عواطف منفى نيست و وجود عواطف منفى نيز به معناى فقدان عواطف مثبت نيست. اين يافته، ما را به اين نتيجهگيرى رهنمون مىسازد كه شادكامى، سه قسمت عمده دارد: رضايت، عواطف مثبت و عواطف منفى.[١٠٢]
به باور برخى صاحبنظران،[١٠٣] «Happiness» و «Subjectiv Well -being»- كه به اختصار «SWB» خوانده مىشود-، يك معنا دارند. تنها تفاوت آنها در عرفى بودن و آكادميك بودن است؛Happiness واژهاى عرفى است كه مردم بيشتر آن را مىشناسند؛ امّا «SWB»، واژهاى آكادميك است. شايد بر همين اساس است كه فروح،[١٠٤] معتقد است كه شادكامى، اساساً مقولهاى ذهنى[١٠٥] و مبتنى بر قضاوت ذهنى افراد است. از اين رو، شناخت «SWB» مىتواند تا حدود زيادى معناى شادكامى را نيز روشن سازد.
به نوشته كريستوفر كاراس،SWB به رضايتمندى افراد از «كيفيت زندگى»[١٠٦] شان اشاره دارد و جانشينى براى تحقيقات عينى ساختار كيفيت زندگى است، مانند: ثروت، ميزان درآمد و انتظارات از زندگى. وى در بخش ديگرى مىگويد: بسيارى از واژهها در نوشتهجات براى بيان اثرات مذهب و معنويت بر بهزيستى به كار برده مىشوند. اين واژهها عبارت اند از: بهزيستى شخصى، بهزيستى روانشناختى، بهزيستى شناختى، و كيفيت زندگى كه در تحقيقات اخير، زير عنوان «بهزيستى روانى» (SWB) طبقه بندى مىشوند.[١٠٧]
[٩٧]. آرگايل، ١٣٨٢، ص ٢٥.
[٩٨].Positive Emotion .
[٩٩].Satisfaction .
[١٠٠].Negative Emotion .
[١٠١]. آرگايل، ١٣٨٢، ص ١٤.
[١٠٢]. آرگايل، ١٣٨٢، ص ٣١.
[١٠٣]. گلزارى، مناسبات حديث و روانشناسى( مجموعه گفتگو)، چاپ نشده.
[١٠٤].Froh .
[١٠٥]. براتى، ١٣٨٨، ص ٥٧.
[١٠٦].Quality of Life (QOL ).
[١٠٧]. كزّازى، ١٣٨٦.