الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٩٩ - هفت نظام نشاط و كسالت
رضامندى و نارضايتى انسان، مبتنى بر خير و شر است. اگر انسان، چيزى را خير ارزيابى كند، راضى مىشود و اگر شر ارزيابى نمايد، ناراضى مىگردد. البته اين جا شناخت و داورى ما از پديدهها نقش اساسى پيدا مىكند كه پيشتر در باره آنها سخن گفتيم. بر اين اساس بايد گفت كه يكى از مسائل ضرورى، واقعگرايى در شناخت و ارزيابى است كه نتيجه آن، رضامندى و نارضايتى صادق است. برخى به خاطر نظام معرفتى و ارزيابى نادرست، دچار احساس رضامندى يا نارضايتى كاذب مىشوند.
هفت. نظام نشاط و كسالت
از مباحث مهم انسانشناختى، نظام نشاط و كسالت است. نشاط، به حالتى از برانگيختگى، هيجان، سبكبالى، بسط نفس، گشودگى و سرزندگى روحى و روانى گفته مىشود كه در عمل، موجب تحرّك و پويايى انسان مىگردد و ضدّ خمودگى، سنگينى، بىحالى، قبض نفس و كسالت روحى و روانى است و موجب ركود و ايستايى مىگردد.
از ديدگاه اسلام، شادى، موجب انبساط روحى و برانگيخته شدن نشاط در انسان مىگردد. تجربه بشرى نيز همين مطلب را اثبات كرده است. فرد ريكسون در نظريه «ساخت و توسعه» معتقد است كه هيجانات مثبت، موجب توسعه و بسط در حوزه انديشه و عمل انسان مىگردد و امكانات و منابع پايدارى براى فرد آماده مىسازد.[٣٩٥] اين نظريه تأكيد دارد كه هيجانات و شادىها با بسط روحيه و روان انسان، موجب به وجود آمدن امكانات لازم براى فعاليت و زندگى مىشوند. بنا بر اين، شادىها، لذّتها و هيجانات، عوامل مهمى در برانگيختن نشاط در انسان اند. از اين رو مىتوان گفت كه براى به وجود آوردن نشاط، بايد شادى و لذّت را تأمين كرد. در حقيقت، شادى و لذّت، عامل كلان برانگيختن نشاط به شمار مىروند.
در طرف مقابل، كسالت و بىنشاطى، موجب كاستى توان عملكردى انسان مىگردد. فقدان نشاط، موجب انقباض روح و فقدان هيجان مىشود و همين امر، سبب فقدان توان لازم براى عمل مىگردد و در نتيجه، به ناكامى مىانجامد.
از آنچه گذشت، روشن مىشود كه يكى از ابعاد مهم انسان، نشاط است و براى ايجاد نشاط بايد لذّت و سرور را به وجود آورد. البته لذّت و سرور نيز به تناسب ماهيت تركيبى انسان، به دو بخش مادى و معنوى تقسيم مىشود.
[٣٩٥]. فردريكسون، پيشين، ص ١٣٠.