الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٧٤ - پنج دادگر (عادل)
تنها تدبيرگر شادكامى، خداوند متعال است. البته همان گونه كه در جاى خود خواهيم گفت، بشر، اختيار دارد كه در قلمرو قوانين الهى به كنش و واكنش بپردازد. از اين رو، جبر نيز پيش نخواهد آمد؛ زيرا آنچه جبرى است، تنظيم نظام آفرينش و قوانين آن است، نه چگونگى رفتار و فعاليت انسان در اين محدوده. بنا بر اين، تنها از راهى كه او مشخّص نموده مىتوان به شادكامى دست يافت، هر چند به آن مجبور نيستيم و امكان حركت در مسير ديگر را نيز داريم.
پنج. دادگر (عادل)
يكى از ابعاد توحيد، عدالت خداوند متعال است. به همين جهت، يكى از صفات او را «عدل» بر شمردهاند. واژه «ظلم» در لغت، به معناى: نهادن چيزى در غير جاى ويژه خود، تجاوز از حد، و انحراف از ميانهروى آمده است. ابن منظور در اين باره مىگويد:
ظلم، قرار دادن چيزى در غير جايگاه خود است .... ظلم، در اصطلاح، جور و تجاوز از حد است ... و ظلم، تمايل (انحراف) از مسير است ....[٢٨٦]
راغب نيز در اين باره مىگويد:
ظلم در ميان لغتشناسان و بسيارى از دانشمندان، قرار دادن چيزى در غير جايگاه ويژه خود است، به كاستى و افزايش، يا به انحراف از زمان و يا مكانش .... ظلم را در تجاوز از حق به كار مىبرند.[٢٨٧]
به نظر مىرسد كه جامعترين معناى ظلم، «نهادن چيزى در غير جاى ويژه خود» است و ديگر معانى، با تأمّل، به اين معنا باز مىگردند.
عدل، نقطه مقابل «ظلم» است. بنا بر اين، جامعترين معناى عدل، «نهادن هر چيز در جايگاه ويژه آن» است. در حديثى از امام على (ع)، به اين معناى جامع، اشاره شده است:
العَدلُ يضَعُ الأُمورَ مَواضِعَها.[٢٨٨]
عدل، قرار دادن امور در جايگاههاى خود است.
هنگامىكه هر چيزى در جايگاه ويژه خود قرار بگيرد، استوا و اعتدال پديد مىآيد و اعوجاع و انحراف، از بين مىرود. از اين رو، اهل لغت، «عدل» را به «استواء» تفسير كردهاند. معانى ديگر نيز به اين معناى جامع، باز مىگردند.
[٢٨٦]. لسان العرب، ج ٢، ص ٢٤٥٩.
[٢٨٧]. مفردات الفاظ القرآن، مادّه« ظلم».
[٢٨٨]. نهج البلاغة، حكمت ٤٣٧.