الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٦٨ - بينا (بصير)
- آگاه (خبير)
از اين گذشته، صفات ديگرى نيز بر دانايى خداوند متعالْ دلالت دارند كه يكى از آنها صفت خبير است. صفت «خبير (آگاه)»، در لغت به معناى فاعل از مادّه «خبر» است كه دلالت بر علم دارد. پس خبير، به معناى داناست.[٢٤١] ابن اثير بر اين باور است كه خبير، به معناى كسى است كه به آنچه بوده و آنچه خواهد بود، داناست و آگاه به حقيقت اشياست.[٢٤٢] در پرتو اين سخن، ملاحظه مىشود كه در نام خبير، عنايت به مطلق بودن علم است.
قرآن كريم، صفت «خبير» را در كنار صفت «لطيف»، پنج بار،[٢٤٣] در كنار صفت «حكيم»، چهار بار،[٢٤٤] با صفت «عليم» نيز چهار بار،[٢٤٥] و با صفت «بصير»، يك بار[٢٤٦] ذكر كرده است. اين كتاب آسمانى، آگاه بودن خداوند عزّ وجلّ به انسان و به اعمال او و گناهانش را در سى موضع، بيان كرده است؛ ليكن صفت خبير، بدون همراهى با صفتى ديگر، تنها در يك مورد (سوره فاطر، آيه ١٤)، آمده است. صفت خبير در احاديث به معناى «كسى كه چيزى از چنگ [دانش] او در نمىرود و از او فوت نمىگردد»[٢٤٧] و «كسى كه رازتر و پنهانتر از آن را مىداند»[٢٤٨] آمده كه بر دانش مطلق و ژرف، دلالت دارد.
- بينا (بصير)
صفت ديگر در اين باره بصير است. صفت «بصير (بينا)»، بر وزن فعيل، به معناى فاعل، برگرفته از مادّه «بصر» است كه دو اصل معنايى دارد: يكى، آگاهى به يك چيز و ديگرى، خشونت (درشتى). بصير، برگرفته از اصل نخست به معناى عالم (آگاه) است.[٢٤٩]
مضمون (إِنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ)، نوزده بار در قرآن كريم به كار رفته،[٢٥٠] مضمون (سَمِيعٌ بَصِيرٌ)
[٢٤١]. معجم مقاييس اللغة، ج ٢، ص ٢٣٩؛ المصباح المنير، ص ١٦٢.
[٢٤٢]. النهاية، ج ٢، ص ٦.
[٢٤٣].\i( لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ)\E( سوره انعام، آيه ١٠٣).
[٢٤٤].\i( عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ وَ هُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ)\E( سوره انعام، آيه ٧٣). نيز، ر. ك: سوره انعام، آيه ١٨؛ سوره هود، آيه ١؛ سوره سبأ، آيه ١.
[٢٤٥].\i( إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ)\E( سوره لقمان، آيه ٣٤؛ سوره حجرات، آيه ١٣). نيز، ر. ك: سوره تحريم، آيه ٣؛ سوره نساء، آيه ٣٥.
[٢٤٦].\i( إِنَّهُ كانَ بِعِبادِهِ خَبِيراً بَصِيراً)\E( سوره إسرا، آيه ٩٦).
[٢٤٧]. امام رضا( ع): أَمَّا الخَبيرُ فَالَّذى لا يعزُبُ عَنهُ شَىءٌ ولا يفوتُهُ، لَيسَ لِلتَّجرِبَة ولا لِلِاعتِبارِ بِالأَشياءِ، فَعِندَ التَّجرِبَة وَالاعتِبارِ عِلمانِ ولَولاهُما ما عُلِمَ؛ لِأَنَّ مَن كانَ كذلِك كانَ جاهِلًا، وَاللّهُ تَعالى لَم يزَل خَبيرا بِما يخلُقُ، وَالخَبيرُ مِنَ النّاسِ المُستَخبِرُ عَن جَهلِ المُتَعَلِّمِ، فَقَد جَمَعَنَا الاسمُ وَاختَلَفَ المَعنى( الكافى، ج ١، ص ١٢٢، ح ٢).
[٢٤٨]. امام رضا( ع): لَم يكن قِوامُ الخَلقِ وصَلاحُهُم إلّا بِالإِقرارِ مِنهُم بِعَليمٍ خَبيرٍ، يعلَمُ السِّرَّ وأَخفى، آمِرٌ بِالصَّلاحِ، ناهٍ عَنِ الفَسادِ( عيون أخبار الرضا( ع)، ج ٢، ص ١٠٠، ح ١؛ علل الشرائع، ص ٢٥٢، ح ٩).
[٢٤٩]. معجم مقاييس اللغة، ج ١، ص ٢٥٣. نيز، ر. ك: الصحاح، ج ٢، ص ٥٩١؛ المصباح المنير، ص ٥٠.
[٢٥٠]. سوره بقره، آيه ٩٦، ١١٠، ٢٣٣، ٢٣٧ و ٢٦٥؛ سوره آل عمران، آيه ١٥٦ و ١٦٣؛ سوره مائده، آيه ٧١؛ سوره انفال، آيه ٣٩ و ٧٢؛ سوره هود، آيه ١١٢؛ سوره سبأ، آيه ١١؛ سوره فصّلت، آيه ٤٠؛ سوره حجرات، آيه ١٨؛ سوره حديد، آيه ٤؛ سوره ممتحنه، آيه ٣؛ سوره تغابن، آيه ٢؛ سوره احزاب، آيه ٩؛ سوره فتح، آيه ٢٤.